clogging

[ایالات متحده]/ˈklɒɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklɔːɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مسدود کردن یا مانع شدن
v. شکل حال استمراری clog

عبارات و ترکیب‌ها

clogging drain

مسدود شدن لوله

clogging arteries

مسدود شدن شریان‌ها

clogging filter

مسدود شدن فیلتر

clogging pipes

مسدود شدن لوله‌ها

clogging issues

مشکلات مربوط به گرفتگی

clogging symptoms

علائم گرفتگی

clogging noise

صدای گرفتگی

clogging problems

مشکلات مربوط به گرفتگی

clogging agents

عوامل مسدود کننده

clogging factors

عوامل ایجاد کننده گرفتگی

جملات نمونه

clogging the drain can cause serious plumbing issues.

مسدود شدن لوله تخلیه می تواند باعث مشکلات جدی لوله کشی شود.

overeating can lead to clogging of the arteries.

پرخوری می تواند منجر به مسدود شدن عروق خونی شود.

the snow is clogging the streets, making it hard to drive.

برف در حال مسدود کردن خیابان ها است و رانندگی را دشوار می کند.

regular maintenance can prevent clogging in your hvac system.

تعویض منظم فیلترها می تواند از مسدود شدن سیستم HVAC شما جلوگیری کند.

clogging can occur if you don’t clean your filters regularly.

مسدود شدن می تواند رخ دهد اگر به طور منظم فیلترهای خود را تمیز نکنید.

fast food can contribute to clogging your digestive system.

غذاهای س Fast می توانند به مسدود شدن سیستم گوارش شما کمک کنند.

the artist's creativity was clogging her mind with ideas.

خلاقیت هنرمند ذهن او را با ایده ها مسدود می کرد.

clogging of the filters can reduce the efficiency of the machine.

مسدود شدن فیلترها می تواند کارایی دستگاه را کاهش دهد.

she noticed clogging in her sinuses due to allergies.

او متوجه گرفتگی در سینوس های خود به دلیل آلرژی شد.

clogging can be prevented by using proper disposal methods.

می توان با استفاده از روش های دفع مناسب از مسدود شدن جلوگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید