avoid staginesses
اجتناب از سنگروییها
reduce staginesses
کاهش سنگروییها
embrace staginesses
پذیرش سنگروییها
recognize staginesses
تشخیص سنگروییها
detect staginesses
تشخیص سنگروییها
overcome staginesses
غلبه بر سنگروییها
eliminate staginesses
حذف سنگروییها
analyze staginesses
تجزیه و تحلیل سنگروییها
mask staginesses
پوشاندن سنگروییها
expose staginesses
افشای سنگروییها
his performance was criticized for its staginesses.
اجرای او به دلیل نمایشی بودن بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.
the staginesses of the production detracted from the story.
نمایشی بودن بیش از حد تولید، از داستان کم کرد.
she tried to avoid staginesses in her speech.
او سعی کرد از نمایشی بودن بیش از حد در سخنرانی خود اجتناب کند.
staginesses can ruin an otherwise great performance.
نمایشی بودن بیش از حد میتواند یک اجرای عالی را خراب کند.
directors often work to eliminate staginesses in their films.
کارگردانان اغلب برای حذف نمایشی بودن بیش از حد در فیلمهای خود تلاش میکنند.
his acting was filled with unnecessary staginesses.
بازیگری او پر از نمایشی بودن بیش از حد غیرضروری بود.
the staginesses of the dance added an awkwardness to the performance.
نمایشی بودن بیش از حد رقص، باعث ایجاد ناراحتی در اجرا شد.
she pointed out the staginesses in the script during the rehearsal.
او نمایشی بودن بیش از حد را در نمایشنامه در طول تمرین به آنها نشان داد.
critics noted the staginesses in the actor's delivery.
منتقدان به نمایشی بودن بیش از حد در نحوه ارائه بازیگر اشاره کردند.
the staginesses were evident in the final cut of the film.
نمایشی بودن بیش از حد در نسخه نهایی فیلم آشکار بود.
avoid staginesses
اجتناب از سنگروییها
reduce staginesses
کاهش سنگروییها
embrace staginesses
پذیرش سنگروییها
recognize staginesses
تشخیص سنگروییها
detect staginesses
تشخیص سنگروییها
overcome staginesses
غلبه بر سنگروییها
eliminate staginesses
حذف سنگروییها
analyze staginesses
تجزیه و تحلیل سنگروییها
mask staginesses
پوشاندن سنگروییها
expose staginesses
افشای سنگروییها
his performance was criticized for its staginesses.
اجرای او به دلیل نمایشی بودن بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت.
the staginesses of the production detracted from the story.
نمایشی بودن بیش از حد تولید، از داستان کم کرد.
she tried to avoid staginesses in her speech.
او سعی کرد از نمایشی بودن بیش از حد در سخنرانی خود اجتناب کند.
staginesses can ruin an otherwise great performance.
نمایشی بودن بیش از حد میتواند یک اجرای عالی را خراب کند.
directors often work to eliminate staginesses in their films.
کارگردانان اغلب برای حذف نمایشی بودن بیش از حد در فیلمهای خود تلاش میکنند.
his acting was filled with unnecessary staginesses.
بازیگری او پر از نمایشی بودن بیش از حد غیرضروری بود.
the staginesses of the dance added an awkwardness to the performance.
نمایشی بودن بیش از حد رقص، باعث ایجاد ناراحتی در اجرا شد.
she pointed out the staginesses in the script during the rehearsal.
او نمایشی بودن بیش از حد را در نمایشنامه در طول تمرین به آنها نشان داد.
critics noted the staginesses in the actor's delivery.
منتقدان به نمایشی بودن بیش از حد در نحوه ارائه بازیگر اشاره کردند.
the staginesses were evident in the final cut of the film.
نمایشی بودن بیش از حد در نسخه نهایی فیلم آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید