stagnancies

[ایالات متحده]/stæɡˈnæn.siz/
[بریتانیا]/stæɡˈnæn.siz/

ترجمه

n. حالت رکود یا عدم فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

economic stagnancies

رکود اقتصادی

market stagnancies

رکود بازار

growth stagnancies

رکود رشد

social stagnancies

رکود اجتماعی

political stagnancies

رکود سیاسی

investment stagnancies

رکود سرمایه‌گذاری

cultural stagnancies

رکود فرهنگی

employment stagnancies

رکود اشتغال

technological stagnancies

رکود فناوری

performance stagnancies

رکود عملکرد

جملات نمونه

economic stagnancies can lead to high unemployment rates.

رکود اقتصادی می‌تواند منجر به افزایش نرخ بیکاری شود.

addressing the stagnancies in the market is crucial for growth.

رسیدگی به رکود در بازار برای رشد بسیار مهم است.

stagnancies in innovation can hinder technological progress.

رکود در نوآوری می‌تواند پیشرفت‌های فناوری را مختل کند.

we need to identify the stagnancies in our current strategy.

ما باید رکود در استراتژی فعلی خود را شناسایی کنیم.

many organizations face stagnancies due to lack of leadership.

بسیاری از سازمان‌ها به دلیل فقدان رهبری با رکود مواجه هستند.

stagnancies in personal growth can affect overall happiness.

رکود در رشد شخصی می‌تواند بر شادی کلی تأثیر بگذارد.

stagnancies in communication can lead to misunderstandings.

رکود در ارتباطات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

to overcome stagnancies, we must embrace change.

برای غلبه بر رکود، باید تغییر را بپذیریم.

stagnancies in customer satisfaction can harm brand loyalty.

رکود در رضایت مشتری می‌تواند به وفاداری برند آسیب برساند.

identifying stagnancies in team dynamics is essential for improvement.

شناسایی رکود در پویایی گروه برای بهبود ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید