lulls

[ایالات متحده]/[lʊlz]/
[بریتانیا]/[lʊlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای آرام یا بی‌تحرکی؛ وقفه در باد.
v. آرام کردن یا تسکین دادن؛ به خواب واداشتن؛ به خیال امن و غلط فرو بردن.

عبارات و ترکیب‌ها

lulls to sleep

خواب‌آور

brief lulls

خواب‌های کوتاه

lulls between storms

خواب بین طوفان‌ها

lulling baby

خواباندن نوزاد

lulls and calm

خواب و آرامش

lulling to silence

خواباندن در سکوت

lulls me

من را به خواب می‌برد

lulling effect

اثر آرام‌بخش

lulls them

آنها را به خواب می‌برد

lulls into

به خواب می‌برد

جملات نمونه

the baby's gentle cooing lulls me to sleep.

آرامش خفيف نوزاد من را به خواب مي برد.

the rhythmic ocean waves lulled us into a peaceful state.

امواج ریتمیک اقیانوس ما را به حالت آرامش بخشید.

a soft melody often lulls children to sleep.

یک ملودی آرام اغلب کودکان را به خواب می برد.

the gentle rocking of the boat lulled her into a nap.

حرکت آرام قایق او را به چرت خواباند.

the speaker's monotonous tone lulled the audience into a state of boredom.

لحن یکنواخت سخنران مخاطبان را به حالت خستگی فرو برد.

the warm fire and comfortable chair lulled me into relaxation.

آتش گرم و صندلی راحت من را به آرامش فرو برد.

the repetitive nature of the task lulled me into a false sense of security.

طبیعت تکراری این کار من را به یک حس امنیت کاذب فرو برد.

the sound of rain lulls me into a calm mood.

صدای باران من را به حالتی آرام می برد.

the lull of the city faded as we drove into the countryside.

آرامش شهر با ورود ما به حومه شهر محو شد.

the lull between the end of the war and the beginning of peace was brief.

آرامش بین پایان جنگ و شروع صلح کوتاه بود.

the lull in the conversation was awkward.

آرامش در گفتگو ناخوشایند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید