staithe

[ایالات متحده]/steɪð/
[بریتانیا]/steɪð/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی برای پیاده شدن یا پلکان برای بارگیری و تخلیص کالا
شکل‌های واژه
جمعstaithes

جملات نمونه

english sentence

Persian_translation

the fishing boats were tied up at the old staithe wall.

چرخ‌های ماهیگیری در دیوار سطیح قدیمی بسته شده بودند.

visitors walked along the stone staithe to watch the sunset.

بازدیدکنندگان در سطیح سنگی پیاده روی کردند تا غروب خورشید را ببینند.

the staithe head provided a safe place for landing cargo.

سر سطیح جای امنی برای پیاده روی کالا فراهم می‌کرد.

a wooden staithe had been built for the small pleasure boats.

یک سطیح چوبی برای کشتی‌های لذت‌بخش کوچک ساخته شده بود.

the historic staithe side was lined with warehouses.

کنار سطیح تاریخی با انبارها پوشیده شده بود.

fishermen cleaned their nets on the staithe jetty.

ماهیگیران در جریب سطیح کف‌هایشان را تمیز می‌کردند.

the coastal staithe had weathered many storms over the years.

سطح ساحلی در طول سال‌ها بسیاری از باران‌های شدید را تحمل کرده بود.

tourists climbed the staithe steps to get a better view of the bay.

گردشگران در مسیر سطیح بالا می‌رفتند تا دید بهتری از خلیج داشته باشند.

the harbor staithe needed repairs after the winter floods.

سطح بندر پس از سیل‌های زمستانی نیاز به تعمیرات داشت.

goods were unloaded directly onto the staithe walkway.

کالاها مستقیماً روی مسیر پیاده سطیح بار گذاشته می‌شدند.

children played near the staithe while their fathers fished.

کودکان در نزدیکی سطیح بازی می‌کردند در حالی که پدرانشان ماهی می‌گیردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید