police stakeouts
ماموریتهای تعقیب پلیس
surveillance stakeouts
ماموریتهای تعقیب نظارتی
secret stakeouts
ماموریتهای تعقیب مخفی
night stakeouts
ماموریتهای تعقیب شبانه
covert stakeouts
ماموریتهای تعقیب پنهانی
long stakeouts
ماموریتهای تعقیب طولانی
team stakeouts
ماموریتهای تعقیب تیمی
urban stakeouts
ماموریتهای تعقیب شهری
routine stakeouts
ماموریتهای تعقیب روتین
high-risk stakeouts
ماموریتهای تعقیب پرخطر
the detectives set up stakeouts to catch the criminals in action.
ماموران برای دستگیری مجرمان در عمل، دوربینکی قرار دادند.
they spent hours on stakeouts waiting for the suspect to appear.
آنها ساعتها در دوربینکی منتظر ظاهر شدن مظنون بودند.
during the stakeouts, they gathered crucial evidence against the gang.
در طول دوربینکی، آنها مدارک مهمی علیه باند جمعآوری کردند.
stakeouts can be exhausting, but they often lead to breakthroughs.
دوربینکی میتواند خستهکننده باشد، اما اغلب منجر به پیشرفتها میشود.
the team divided into pairs for more effective stakeouts.
تیم به گروههای دو نفره تقسیم شد تا دوربینکی مؤثرتری انجام شود.
they used high-tech equipment during their stakeouts.
آنها در طول دوربینکی از تجهیزات پیشرفته استفاده کردند.
stakeouts require patience and careful planning.
دوربینکی نیاز به صبر و برنامهریزی دقیق دارد.
after several stakeouts, they finally identified the main suspect.
پس از چندین دوربینکی، آنها سرانجام مظنون اصلی را شناسایی کردند.
stakeouts are a common tactic in law enforcement.
دوربینکی یک تاکتیک رایج در اجرای قانون است.
they shared stories of their most memorable stakeouts.
آنها داستانهای دوربینکیهای به یاد ماندنی خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
police stakeouts
ماموریتهای تعقیب پلیس
surveillance stakeouts
ماموریتهای تعقیب نظارتی
secret stakeouts
ماموریتهای تعقیب مخفی
night stakeouts
ماموریتهای تعقیب شبانه
covert stakeouts
ماموریتهای تعقیب پنهانی
long stakeouts
ماموریتهای تعقیب طولانی
team stakeouts
ماموریتهای تعقیب تیمی
urban stakeouts
ماموریتهای تعقیب شهری
routine stakeouts
ماموریتهای تعقیب روتین
high-risk stakeouts
ماموریتهای تعقیب پرخطر
the detectives set up stakeouts to catch the criminals in action.
ماموران برای دستگیری مجرمان در عمل، دوربینکی قرار دادند.
they spent hours on stakeouts waiting for the suspect to appear.
آنها ساعتها در دوربینکی منتظر ظاهر شدن مظنون بودند.
during the stakeouts, they gathered crucial evidence against the gang.
در طول دوربینکی، آنها مدارک مهمی علیه باند جمعآوری کردند.
stakeouts can be exhausting, but they often lead to breakthroughs.
دوربینکی میتواند خستهکننده باشد، اما اغلب منجر به پیشرفتها میشود.
the team divided into pairs for more effective stakeouts.
تیم به گروههای دو نفره تقسیم شد تا دوربینکی مؤثرتری انجام شود.
they used high-tech equipment during their stakeouts.
آنها در طول دوربینکی از تجهیزات پیشرفته استفاده کردند.
stakeouts require patience and careful planning.
دوربینکی نیاز به صبر و برنامهریزی دقیق دارد.
after several stakeouts, they finally identified the main suspect.
پس از چندین دوربینکی، آنها سرانجام مظنون اصلی را شناسایی کردند.
stakeouts are a common tactic in law enforcement.
دوربینکی یک تاکتیک رایج در اجرای قانون است.
they shared stories of their most memorable stakeouts.
آنها داستانهای دوربینکیهای به یاد ماندنی خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید