| جمع | stakers |
stakeholder staker
سهامدار، سهامگذار
equity staker
سهامگذار
project staker
پروژه سهامگذار
token staker
توکن سهامگذار
financial staker
مالی سهامگذار
active staker
سهامگذار فعال
passive staker
سهامگذار غیرفعال
community staker
سهامگذار جامعه
reward staker
سهامگذار پاداش
loyalty staker
سهامگذار وفاداری
the staker placed a large bet on the game.
شرکتکننده مبلغ زیادی روی بازی شرط بست.
as a staker, you need to assess the risks carefully.
به عنوان یک شرکتکننده، شما باید خطرات را با دقت ارزیابی کنید.
the staker was excited about the potential winnings.
شرکتکننده از احتمال بردها هیجانزده بود.
many stakers prefer to analyze statistics before betting.
بسیاری از شرکتکنندگان ترجیح میدهند قبل از شرطبندی آمار را تجزیه و تحلیل کنند.
a staker should know the rules of the game.
یک شرکتکننده باید قوانین بازی را بداند.
the staker used a strategy to maximize profits.
شرکتکننده از یک استراتژی برای افزایش سود استفاده کرد.
being a staker requires patience and discipline.
شرکتکننده بودن نیاز به صبر و انضباط دارد.
the staker watched the match closely for any changes.
شرکتکننده به دقت بازی را برای هرگونه تغییر زیر نظر داشت.
every staker has their own unique approach to betting.
هر شرکتکننده رویکرد منحصر به فرد خود را برای شرطبندی دارد.
the staker celebrated their big win with friends.
شرکتکننده برد بزرگ خود را با دوستان جشن گرفت.
stakeholder staker
سهامدار، سهامگذار
equity staker
سهامگذار
project staker
پروژه سهامگذار
token staker
توکن سهامگذار
financial staker
مالی سهامگذار
active staker
سهامگذار فعال
passive staker
سهامگذار غیرفعال
community staker
سهامگذار جامعه
reward staker
سهامگذار پاداش
loyalty staker
سهامگذار وفاداری
the staker placed a large bet on the game.
شرکتکننده مبلغ زیادی روی بازی شرط بست.
as a staker, you need to assess the risks carefully.
به عنوان یک شرکتکننده، شما باید خطرات را با دقت ارزیابی کنید.
the staker was excited about the potential winnings.
شرکتکننده از احتمال بردها هیجانزده بود.
many stakers prefer to analyze statistics before betting.
بسیاری از شرکتکنندگان ترجیح میدهند قبل از شرطبندی آمار را تجزیه و تحلیل کنند.
a staker should know the rules of the game.
یک شرکتکننده باید قوانین بازی را بداند.
the staker used a strategy to maximize profits.
شرکتکننده از یک استراتژی برای افزایش سود استفاده کرد.
being a staker requires patience and discipline.
شرکتکننده بودن نیاز به صبر و انضباط دارد.
the staker watched the match closely for any changes.
شرکتکننده به دقت بازی را برای هرگونه تغییر زیر نظر داشت.
every staker has their own unique approach to betting.
هر شرکتکننده رویکرد منحصر به فرد خود را برای شرطبندی دارد.
the staker celebrated their big win with friends.
شرکتکننده برد بزرگ خود را با دوستان جشن گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید