staker

[ایالات متحده]/ˈsteɪkə/
[بریتانیا]/ˈsteɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی که با میخ‌ها پشتیبانی می‌شود
Word Forms
جمعstakers

عبارات و ترکیب‌ها

stakeholder staker

سهام‌دار، سهام‌گذار

equity staker

سهام‌گذار

project staker

پروژه سهام‌گذار

token staker

توکن سهام‌گذار

financial staker

مالی سهام‌گذار

active staker

سهام‌گذار فعال

passive staker

سهام‌گذار غیرفعال

community staker

سهام‌گذار جامعه

reward staker

سهام‌گذار پاداش

loyalty staker

سهام‌گذار وفاداری

جملات نمونه

the staker placed a large bet on the game.

شرکت‌کننده مبلغ زیادی روی بازی شرط بست.

as a staker, you need to assess the risks carefully.

به عنوان یک شرکت‌کننده، شما باید خطرات را با دقت ارزیابی کنید.

the staker was excited about the potential winnings.

شرکت‌کننده از احتمال بردها هیجان‌زده بود.

many stakers prefer to analyze statistics before betting.

بسیاری از شرکت‌کنندگان ترجیح می‌دهند قبل از شرط‌بندی آمار را تجزیه و تحلیل کنند.

a staker should know the rules of the game.

یک شرکت‌کننده باید قوانین بازی را بداند.

the staker used a strategy to maximize profits.

شرکت‌کننده از یک استراتژی برای افزایش سود استفاده کرد.

being a staker requires patience and discipline.

شرکت‌کننده بودن نیاز به صبر و انضباط دارد.

the staker watched the match closely for any changes.

شرکت‌کننده به دقت بازی را برای هرگونه تغییر زیر نظر داشت.

every staker has their own unique approach to betting.

هر شرکت‌کننده رویکرد منحصر به فرد خود را برای شرط‌بندی دارد.

the staker celebrated their big win with friends.

شرکت‌کننده برد بزرگ خود را با دوستان جشن گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید