validator

[ایالات متحده]/vəˈlɪdeɪtə/
[بریتانیا]/vəˈleɪdəˌtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا شخصی که چیزی را تأیید یا تأیید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

data validator

اعتبارسنجی داده

input validator

اعتبارسنجی ورودی

schema validator

اعتبارسنجی طرحواره

form validator

اعتبارسنجی فرم

email validator

اعتبارسنجی ایمیل

xml validator

اعتبارسنجی XML

json validator

اعتبارسنجی JSON

url validator

اعتبارسنجی URL

token validator

اعتبارسنجی توکن

validator tool

ابزار اعتبارسنجی

جملات نمونه

the validator checks the input data for errors.

اعتبارسنجی ورودی را برای خطاهای بررسی می‌کند.

we need a new validator for our software project.

ما به یک اعتبارسنج جدید برای پروژه نرم افزاری خود نیاز داریم.

the xml validator helps ensure the file is properly formatted.

اعتبارسنجی XML به اطمینان از فرمت صحیح فایل کمک می کند.

he is developing a custom validator for user input.

او در حال توسعه یک اعتبارسنج سفارشی برای ورودی کاربر است.

the online validator provides instant feedback on errors.

اعتبارسنجی آنلاین بازخورد فوری در مورد خطاها ارائه می دهد.

using a validator can save time during the testing phase.

استفاده از یک اعتبارسنج می تواند در طول مرحله تست زمان را صرفه جویی کند.

the validator returns a list of validation errors.

اعتبارسنج لیستی از خطاهای اعتبارسنجی را برمی گرداند.

make sure to run the validator before submission.

مطمئن شوید که قبل از ارسال اعتبارسنج را اجرا کنید.

they implemented a new validator to enhance security.

آنها یک اعتبارسنج جدید را برای افزایش امنیت پیاده سازی کردند.

the validator must comply with industry standards.

اعتبارسنج باید با استانداردهای صنعت مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید