stalags

[ایالات متحده]/ˈstæləɡ/
[بریتانیا]/ˈstæləɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اردوگاه اسیران جنگی آلمانی در طول جنگ جهانی دوم؛ اردوگاه اسیران جنگی

عبارات و ترکیب‌ها

stalag cave

غار استالاگمیت

stalag formation

تشکیل استالاگمیت

stalag type

نوع استالاگمیت

stalag rock

سنگ استالاگمیت

stalag height

ارتفاع استالاگمیت

stalag structure

ساختار استالاگمیت

stalag features

ویژگی‌های استالاگمیت

stalag growth

رشد استالاگمیت

stalag depth

عمق استالاگمیت

stalag deposits

رسوبات استالاگمیت

جملات نمونه

he spent years in a stalag during the war.

او سال‌ها را در یک Stalag در طول جنگ گذراند.

the conditions in the stalag were harsh.

شرایط در Stalag سخت بود.

many prisoners tried to escape from the stalag.

بسیاری از زندانیان سعی کردند از Stalag فرار کنند.

life in a stalag was filled with uncertainty.

زندگی در Stalag مملو از عدم قطعیت بود.

he wrote letters to his family while in the stalag.

او در حالی که در Stalag بود، نامه‌هایی به خانواده‌اش نوشت.

stalag prisoners formed strong bonds with each other.

زندانیان Stalag پیوندهای قوی با یکدیگر برقرار کردند.

they organized secret meetings in the stalag.

آنها جلسات مخفیانه ای در Stalag سازماندهی کردند.

survival in a stalag required resilience and courage.

بقای در Stalag نیاز به تاب آوری و شجاعت داشت.

he often reminisced about his time in the stalag.

او اغلب اوقات در مورد زمان خود در Stalag یادآوری می کرد.

documentaries often depict life in a stalag.

مستندها اغلب زندگی در Stalag را به تصویر می کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید