| جمع | cave-ins |
mine cave-in
سرریزه معدن
cave-in risk
خطر سرریزه
avoid cave-ins
جلوگیری از سرریزه
prevent cave-in
جلوگیری از وقوع سرریزه
cave-in occurred
سرریزه رخ داد
serious cave-in
سرریزه جدی
after a cave-in
پس از سرریزه
caused a cave-in
باعث سرریزه شد
cave-in warning
هشدار سرریزه
the miners feared a potential cave-in after the tremors.
کارگران معادن پس از لرزهها از احتمال وقوع یک زمینلغزی میترسیدند.
rescuers worked tirelessly to prevent a further cave-in.
نجاتدهندگان با تلاش بیوقفهای برای جلوگیری از وقوع زمینلغزی دیگری کار میکردند.
the construction site was shut down due to the risk of a cave-in.
محل ساخت به دلیل خطر وقوع زمینلغزی مسدود شد.
a minor cave-in blocked the tunnel entrance.
یک زمینلغزی کوچک ورودی تونل را مسدود کرد.
they reinforced the walls to avoid a possible cave-in.
آنها دیوارها را تقویت کردند تا از وقوع یک زمینلغزی احتمالی جلوگیری کنند.
the old mine was prone to cave-ins.
معادن قدیمی به زمینلغزیها میخورد.
the workers escaped just before the cave-in occurred.
کارگران دقیقاً قبل از وقوع زمینلغزی فرار کردند.
early warning systems can help prevent a catastrophic cave-in.
سیستمهای هشدار زودهنگام میتوانند در جلوگیری از یک زمینلغزی فاجعهآمیز کمک کنند.
the investigation focused on the cause of the cave-in.
تحقيقات بر روی علت زمینلغزی متمرکز بود.
the area was unstable and susceptible to a cave-in.
این منطقه ناپایدار بود و به زمینلغزیها میخورد.
the sound of a cave-in echoed through the mountains.
صوت زمینلغزی از طریق کوهها پخش شد.
mine cave-in
سرریزه معدن
cave-in risk
خطر سرریزه
avoid cave-ins
جلوگیری از سرریزه
prevent cave-in
جلوگیری از وقوع سرریزه
cave-in occurred
سرریزه رخ داد
serious cave-in
سرریزه جدی
after a cave-in
پس از سرریزه
caused a cave-in
باعث سرریزه شد
cave-in warning
هشدار سرریزه
the miners feared a potential cave-in after the tremors.
کارگران معادن پس از لرزهها از احتمال وقوع یک زمینلغزی میترسیدند.
rescuers worked tirelessly to prevent a further cave-in.
نجاتدهندگان با تلاش بیوقفهای برای جلوگیری از وقوع زمینلغزی دیگری کار میکردند.
the construction site was shut down due to the risk of a cave-in.
محل ساخت به دلیل خطر وقوع زمینلغزی مسدود شد.
a minor cave-in blocked the tunnel entrance.
یک زمینلغزی کوچک ورودی تونل را مسدود کرد.
they reinforced the walls to avoid a possible cave-in.
آنها دیوارها را تقویت کردند تا از وقوع یک زمینلغزی احتمالی جلوگیری کنند.
the old mine was prone to cave-ins.
معادن قدیمی به زمینلغزیها میخورد.
the workers escaped just before the cave-in occurred.
کارگران دقیقاً قبل از وقوع زمینلغزی فرار کردند.
early warning systems can help prevent a catastrophic cave-in.
سیستمهای هشدار زودهنگام میتوانند در جلوگیری از یک زمینلغزی فاجعهآمیز کمک کنند.
the investigation focused on the cause of the cave-in.
تحقيقات بر روی علت زمینلغزی متمرکز بود.
the area was unstable and susceptible to a cave-in.
این منطقه ناپایدار بود و به زمینلغزیها میخورد.
the sound of a cave-in echoed through the mountains.
صوت زمینلغزی از طریق کوهها پخش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید