stammerings

[ایالات متحده]/ˈstæmərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈstæmərɪŋz/

ترجمه

adj. دارای ارتعاش گفتاری؛ به ویژگی ارتعاش گفتاری
n. عمل یا وضعیت ارتعاش گفتاری؛ ارتعاش گفتاری (فرم جمع)

جملات نمونه

his stammerings betrayed his nervousness during the important presentation.

تکان‌های زبان او نشان‌دهنده نگرانی او در حین ارائه مهم بود.

the child's frequent stammerings made it difficult for teachers to understand her.

تکان‌های زبان مکرر کودک باعث شد که معلم‌ها آن را درک کنند.

despite his noticeable stammerings, he delivered an inspiring speech that moved the audience.

با وجود تکان‌های زبان قابل توجه او، یک سخنرانی الهام‌بخش را ارائه کرد که مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

the stammerings in his voice clearly revealed his guilt about the incident.

تکان‌های زبان در صدای او به روشنی خشiat او را درباره این واقعه نشان داد.

she struggled with stammerings throughout the job interview, affecting her performance.

او در طول مصاحبه شغلی با تکان‌های زبان مبارزه می‌کرد که عملکردش را تحت تأثیر قرار داد.

the witness's stammerings raised serious doubts about his version of the story.

تکان‌های زبان گواه اینکه نگرانی جدی درباره نسخه‌ای از داستان او ایجاد کرد.

his emotional stammerings showed that the news had deeply affected him.

تکان‌های زبان عاطفی او نشان داد که اخبار به طور عمیق او را تحت تأثیر قرار داده است.

the conversation was filled with awkward stammerings and long pauses throughout.

گفتگو با تکان‌های زبان نامناسب و فواصل طولانی پر شده بود.

we could barely understand his stammerings over the poor telephone connection.

ما تقریباً نمی‌توانستیم تکان‌های زبان او را از طریق ارتباط تلفنی ضعیف درک کنیم.

her nervous stammerings during the cross-examination suggested she was hiding something.

تکان‌های زبان نگران او در جلسه تکیه‌گر نشان داد که او چیزی را پنهان کرده است.

the stammerings became more frequent as the police interrogation continued aggressively.

تکان‌های زبان با ادامه پرسش‌های پلیس به صورت فزاینده شد.

his constant stammerings created significant barriers to effective communication with colleagues.

تکان‌های زبان مداوم او موانع مهمی برای ارتباط موثر با همکاران ایجاد کرد.

the stammerings clearly reflected his confusion about the complicated instructions.

تکان‌های زبان به روشنی ابهام او درباره دستورالعمل‌های پیچیده را نشان داد.

despite the patient's stammerings, the doctor understood the urgency of his condition.

با وجود تکان‌های زبان بیمار، پزشک اهمیت شرایط او را درک کرد.

public speaking workshops helped reduce her stammerings significantly over time.

کارگاه‌های سخنرانی عمومی به طور قابل توجهی تکان‌های زبان او را در طول زمان کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید