standee

[ایالات متحده]/stænˈdiː/
[بریتانیا]/stænˈdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که می‌ایستد، به‌ویژه در تئاتر یا وسیله نقلیه؛ تماشاگری با بلیت ایستاده
Word Forms
جمعstandees

عبارات و ترکیب‌ها

promotional standee

استند تبلیغاتی

standee display

نمایشگر استند

standee design

طراحی استند

standee marketing

بازاریابی استند

standee installation

نصب استند

standee advertising

تبلیغات استند

standee printing

چاپ استند

cardboard standee

استند مقوایی

standee event

استند رویداد

standee setup

راه اندازی استند

جملات نمونه

the standee was placed at the entrance of the store.

تابلو در ورودی مغازه قرار داده شد.

we designed a colorful standee for the event.

ما یک تابلو رنگارنگ برای رویداد طراحی کردیم.

the movie standee featured the main characters.

تابلوی فیلم دارای شخصیت های اصلی بود.

he took a picture next to the standee.

او در کنار تابلو عکس گرفت.

the standee caught the attention of many passersby.

تابلو توجه بسیاری از رهگذران را جلب کرد.

they used a standee to promote the new product.

آنها از یک تابلو برای تبلیغ محصول جدید استفاده کردند.

she created a standee for her art exhibition.

او برای نمایشگاه هنری خود یک تابلو ساخت.

the standee was made of cardboard and printed with vibrant colors.

تابلو از مقوا ساخته شده بود و با رنگ های زنده چاپ شده بود.

at the convention, many vendors had standees to attract customers.

در نمایشگاه، بسیاری از فروشندگان تابلو داشتند تا مشتریان را جذب کنند.

the standee was a key element of the marketing campaign.

تابلو یک عنصر کلیدی در کمپین بازاریابی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید