standish

[ایالات متحده]/'stændɪʃ/
[بریتانیا]/'stændɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پایه کوچک برای نگه داشتن بطری جوهر، که برای مقاصد نوشتن استفاده می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

a standish of pencils

یک پایه مدادی

to arrange the standish

چیدمان پایه

a standish on the desk

یک پایه روی میز

to refill the standish

پر کردن مجدد پایه

to knock over the standish

نگون کردن پایه

a standish filled with pens

یک پایه پر از خودکار

to grab a pen from the standish

برداشتن یک خودکار از پایه

to keep the standish organized

حفظ نظم پایه

a standish for office supplies

یک پایه برای لوازم التحریر

to place the standish next to the phone

قرار دادن پایه در کنار تلفن

نمونه‌های واقعی

" What put it into your head? Did anyone tell you about Beth's giving away her things? " asked Laurie soberly, as Amy laid a bit of red tape, with sealing wax, a taper, and a standish before him.

چه چیزی باعث شد این فکر به ذهنت برود؟ آیا کسی به تو گفت که بث چیزهایش را می‌دهد؟" لوری با جدیت پرسید، در حالی که امی کمی نوار قرمز، موم، شمع و یک جعبه تحریر جلوی او قرار داد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید