starchiness

[ایالات متحده]/ˈstɑːtʃɪnəs/
[بریتانیا]/ˈstɑrʧɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت نشاسته‌ای یا خمیری؛ کیفیت سخت یا سنتی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high starchiness

نشاسته بالا

starchiness level

سطح نشاسته

excessive starchiness

نشاسته بیش از حد

starchiness content

میزان نشاسته

noticeable starchiness

نشاسته قابل توجه

starchiness factor

ضریب نشاسته

starchiness assessment

ارزیابی نشاسته

starchiness test

تست نشاسته

starchiness issue

مشکل نشاسته

starchiness measurement

اندازه گیری نشاسته

جملات نمونه

the starchiness of the potatoes made them perfect for mashing.

نشاسته سیب‌زمینی‌ها باعث شد برای پوره کردن آن‌ها عالی باشند.

we noticed the starchiness in the rice after cooking it.

پس از پختن آن، متوجه نشاسته در برنج شدیم.

the starchiness of the sauce thickened it nicely.

نشاسته سس باعث شد به خوبی آن را غلیظ کند.

some people prefer the starchiness of certain pasta types.

برخی افراد ترجیح می دهند نشاسته برخی از انواع پاستا را دوست داشته باشند.

he explained how the starchiness affects the texture of the dish.

او توضیح داد که نشاسته چگونه بر بافت غذا تأثیر می گذارد.

the starchiness in this bread gives it a unique flavor.

نشاسته در این نان به آن طعم منحصر به فردی می بخشد.

her recipe calls for a specific level of starchiness in the ingredients.

دستور غذای او نیاز به سطح خاصی از نشاسته در مواد دارد.

we learned about the starchiness of different grains in class.

ما در کلاس درباره نشاسته غلات مختلف یاد گرفتیم.

the starchiness of the soup made it more filling.

نشاسته سوپ آن را سیرتر کرد.

adjusting the starchiness can change the outcome of the recipe.

تنظیم نشاسته می تواند نتیجه دستور العمل را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید