starmaker

[ایالات متحده]//ˈstɑːˌmeɪkə(r)//
[بریتانیا]//ˈstɑːrˌmeɪkər//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازنده ستاره
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

starmakers

ساختار ستاره‌ها

the starmaker

ساختار ستاره‌ها

music starmaker

ساختار ستاره‌های موسیقی

film starmaker

ساختار ستاره‌های فیلم

hollywood starmaker

ساختار ستاره‌های هالیوود

starmaker role

نقش ساختار ستاره‌ها

starmaker industry

صنعت ساختار ستاره‌ها

starmaker machine

ماشین ساختار ستاره‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید