starships

[ایالات متحده]/ˈstɑ:ˌʃɪp/
[بریتانیا]/'stɑrʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفینه فضایی

جملات نمونه

When the Federation starship is fired upon again, the quintotriticale spills in the corridors, and the tribbles feed on it, growing to a size so massive that the glommer can no longer devour them.

وقتی سفینه فضایی فدراسیون دوباره مورد اصابت قرار می گیرد، کوینتوتریتیکال در راهروها ریخته می شود و تریبل ها از آن تغذیه می کنند و به اندازه ای بزرگ می شوند که گلومر دیگر نمی تواند آنها را بخورد.

The starship traveled through space at warp speed.

کشتی فضایی با سرعت وارپ از میان فضا عبور کرد.

The crew of the starship explored new galaxies.

خدمه سفینه فضایی کهکشان‌های جدید را کشف کردند.

The starship docked at the space station for repairs.

کشتی فضایی برای تعمیرات در ایستگاه فضایی پهلو گرفت.

Piloting a starship requires advanced training.

رانندگی یک سفینه فضایی نیاز به آموزش پیشرفته دارد.

The starship's engines hummed softly as it glided through the stars.

موتورهای سفینه فضایی به آرامی زمزمه می‌کردند، در حالی که از میان ستارگان سر می‌خوردند.

The starship's crew prepared for the upcoming mission.

خدمه سفینه فضایی برای مأموریت آینده آماده شدند.

The starship's sensors detected an anomaly in the nearby nebula.

سنسورهای سفینه فضایی یک ناهنجاری را در سحابی نزدیک تشخیص دادند.

The starship's captain made a difficult decision under pressure.

کاپیتان سفینه فضایی تحت فشار تصمیم دشواری گرفت.

The starship's communication system was damaged in the battle.

سیستم ارتباطی سفینه فضایی در نبرد آسیب دید.

The starship's mission was to explore uncharted regions of the galaxy.

ماموریت سفینه فضایی کاوش در مناطق اکتشاف نشده کهکشان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید