statically

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون حرکت

عبارات و ترکیب‌ها

statically analyze

تجزیه و تحلیل ایستا

statically linked

به صورت ایستا پیوند شده

statically indeterminate structure

ساختار غیر قطعی از نظر پایداری

جملات نمونه

The data was statically significant.

داده‌ها از نظر آماری معنی‌دار بودند.

The website's layout is statically designed.

چیدمان وب‌سایت به صورت ایستا طراحی شده است.

The program runs statically without any user input.

برنامه به صورت ایستا بدون هیچ ورودی کاربر اجرا می‌شود.

She analyzed the results statically.

او نتایج را به صورت ایستا تجزیه و تحلیل کرد.

The model is statically stable under certain conditions.

مدل تحت شرایط خاص به صورت ایستا پایدار است.

The system is designed to operate statically.

سیستم برای عملکرد ایستا طراحی شده است.

The image appears statically on the screen.

تصویر به صورت ایستا روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود.

The data is statically sorted in ascending order.

داده‌ها به صورت ایستا به ترتیب صعودی مرتب شده‌اند.

The text is statically positioned on the page.

متن به صورت ایستا در صفحه قرار گرفته است.

The chart is statically generated based on the input data.

نمودار به صورت ایستا بر اساس داده‌های ورودی تولید می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید