| جمع | steamfitters |
the steamfitter
کارگر فشار قوی
licensed steamfitter
کارگر فشار قوی مجاز
journeyman steamfitter
کارگر فشار قوی ماهر
master steamfitter
کارگر فشار قوی ماستر
steamfitters union
اتحاد کارگران فشار قوی
steamfitter helper
کمک کار کارگر فشار قوی
certified steamfitter
کارگر فشار قوی معتبر شده
industrial steamfitter
کارگر فشار قوی صنعتی
experienced steamfitter
کارگر فشار قوی تجربهدار
the steamfitter installed the new piping system in the factory.
فیتکننده بخار سیستم لولهکشی جدید را در کارخانه نصب کرد.
a skilled steamfitter can earn a good salary.
یک فیتکننده بخار ماهر میتواند حقوق خوبی کسب کند.
the steamfitter tested the pressure valves carefully.
فیتکننده بخار با دقت صمامهای فشار را آزمایش کرد.
steamfitters work in various industries including manufacturing and energy.
فیتکنندگان بخار در صنایع مختلف از جمله تولید و انرژی کار میکنند.
the master steamfitter trained apprentices for many years.
فیتکننده بخار ماهر برای چندین سال شاگردان را آموزش داد.
steamfitters must follow strict safety regulations.
فیتکنندگان بخار باید به قوانین ایمنی سختگیرانه پایبند باشند.
the steamfitter repaired the broken steam line yesterday.
فیتکننده بخار روز گذشته خط بخار شکسته را تعمیر کرد.
many steamfitters are members of labor unions.
بسیاری از فیتکنندگان بخار عضو اتحادیههای کارگر هستند.
the steamfitter used specialized tools to bend the pipes.
فیتکننده بخار از ابزارهای ویژهای برای خم کردن لولهها استفاده کرد.
industrial plants rely on experienced steamfitters.
کارخانههای صنعتی به فیتکنندگان بخار تجربهدار وابستهاند.
the steamfitter read the blueprints before starting the job.
فیتکننده بخار قبل از شروع کار نقشهها را خواند.
steamfitter certification requires years of training.
گواهی فیتکننده بخار نیاز به چندین سال آموزش دارد.
the steamfitter wore protective gear while working.
فیتکننده بخار در حال کار بیضی حفاظتی را پوشید.
the steamfitter
کارگر فشار قوی
licensed steamfitter
کارگر فشار قوی مجاز
journeyman steamfitter
کارگر فشار قوی ماهر
master steamfitter
کارگر فشار قوی ماستر
steamfitters union
اتحاد کارگران فشار قوی
steamfitter helper
کمک کار کارگر فشار قوی
certified steamfitter
کارگر فشار قوی معتبر شده
industrial steamfitter
کارگر فشار قوی صنعتی
experienced steamfitter
کارگر فشار قوی تجربهدار
the steamfitter installed the new piping system in the factory.
فیتکننده بخار سیستم لولهکشی جدید را در کارخانه نصب کرد.
a skilled steamfitter can earn a good salary.
یک فیتکننده بخار ماهر میتواند حقوق خوبی کسب کند.
the steamfitter tested the pressure valves carefully.
فیتکننده بخار با دقت صمامهای فشار را آزمایش کرد.
steamfitters work in various industries including manufacturing and energy.
فیتکنندگان بخار در صنایع مختلف از جمله تولید و انرژی کار میکنند.
the master steamfitter trained apprentices for many years.
فیتکننده بخار ماهر برای چندین سال شاگردان را آموزش داد.
steamfitters must follow strict safety regulations.
فیتکنندگان بخار باید به قوانین ایمنی سختگیرانه پایبند باشند.
the steamfitter repaired the broken steam line yesterday.
فیتکننده بخار روز گذشته خط بخار شکسته را تعمیر کرد.
many steamfitters are members of labor unions.
بسیاری از فیتکنندگان بخار عضو اتحادیههای کارگر هستند.
the steamfitter used specialized tools to bend the pipes.
فیتکننده بخار از ابزارهای ویژهای برای خم کردن لولهها استفاده کرد.
industrial plants rely on experienced steamfitters.
کارخانههای صنعتی به فیتکنندگان بخار تجربهدار وابستهاند.
the steamfitter read the blueprints before starting the job.
فیتکننده بخار قبل از شروع کار نقشهها را خواند.
steamfitter certification requires years of training.
گواهی فیتکننده بخار نیاز به چندین سال آموزش دارد.
the steamfitter wore protective gear while working.
فیتکننده بخار در حال کار بیضی حفاظتی را پوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید