steamroller

[ایالات متحده]/'stiːmrəʊlə/
[بریتانیا]/'stimrolɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشینی که با بخار کار می‌کند و برای فشرده‌سازی و صاف کردن سطوح، مانند جاده‌ها استفاده می‌شود
vt. & vi. به‌طور قاطع شکست دادن یا غلبه کردن، وادار کردن کسی به انجام کاری
Word Forms
قسمت سوم فعلsteamrollered
جمعsteamrollers
صفت یا فعل حال استمراریsteamrollering
شکل سوم شخص مفردsteamrollers
زمان گذشتهsteamrollered

عبارات و ترکیب‌ها

heavy-duty steamroller

غلتک بخار قوی

جملات نمونه

an attempt to steamroller the country into political reforms.

تلاش برای تحمیل کشور به انجام اصلاحات سیاسی

Some workmen arrived today with a steamroller.

بعضی از کارگران امروز با یک دستگاه بخاربر به محل رسیدند.

the government's trying to steamroller a law through .

دولت سعی می کند قانونی را به زور به پیش ببرد.

The steamroller flattened the road surface.

دستگاه بخاربر سطح جاده را صاف کرد.

The construction crew used a steamroller to smooth out the asphalt.

گروه ساختمانی از دستگاه بخاربر برای صاف کردن آسفالت استفاده کرد.

The steamroller moved slowly but steadily across the construction site.

دستگاه بخاربر به آرامی اما پیوسته در سراسر محل ساخت و ساز حرکت کرد.

The loud noise of the steamroller could be heard from a distance.

صدای بلند دستگاه بخاربر از دور شنیده می شد.

The steamroller operator carefully maneuvered the heavy machinery around obstacles.

اپراتور دستگاه بخاربر با دقت ماشین آلات سنگین را دور از موانع هدایت کرد.

The steamroller left a smooth, compacted surface behind it.

دستگاه بخاربر یک سطح صاف و متراکم پشت سر خود باقی گذاشت.

The steamroller is an essential piece of equipment for road construction.

دستگاه بخاربر یک قطعه ضروری تجهیزات برای ساخت جاده است.

The steamroller slowly pressed down on the freshly laid pavement.

دستگاه بخاربر به آرامی با فشار روی آسفالت تازه چیده شده فشار می آورد.

The steamroller's large metal roller flattened the ground as it moved forward.

غلتک فلزی بزرگ دستگاه بخاربر زمین را صاف می کرد زیرا به جلو حرکت می کرد.

The steamroller's engine roared to life as the operator prepared to start work.

موتور دستگاه بخاربر با روشن شدن موتور، اپراتور برای شروع کار آماده شد.

نمونه‌های واقعی

Russians would never stand for their fellow Orthodox Slavs getting steamrollered in Serbia.

روس‌ها هرگز اجازه نمی‌دادند که هموطنان ارتدکس اسلاو در صربستان مورد بی‌مهری قرار گیرند.

منبع: The rise and fall of superpowers.

" I tell you, that's not what happened! " said Doge, but Auntie Muriel steamrollered on, still addressing Harry.

«می‌گویم، اینطور نبود!». داگه گفت، اما عمه موریل همچنان ادامه داد و هنوز در حال صحبت با هری بود.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

He had steadfastly opposed from the very beginning the nonsense steamrollered through by the recently arrived jeep-brigade that household trash " had to be separated."

او از همان ابتدا و به طور پیوسته با پوچی که توسط گروه تازه واردان جیپ‌برقی که زباله‌های خانگی باید جدا شوند، به زور تحمیل شده بود، مخالفت کرده بود.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید