steams

[ایالات متحده]/stiːmz/
[بریتانیا]/stiːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بخار منتشر کردن; سریع حرکت کردن; با بخار سفر کردن; با بخار پختن

عبارات و ترکیب‌ها

steams up

بخار می‌شود

steams rise

بخارها بالا می‌روند

steams emit

بخارها منتشر می‌شوند

steams flow

بخارها جریان دارند

steams release

بخارها آزاد می‌شوند

steams condense

بخارها متراکم می‌شوند

steams collect

بخارها جمع می‌شوند

steams escape

بخارها فرار می‌کنند

steams swirl

بخارها به دور خود می‌چرخند

steams dissipate

بخارها پراکنده می‌شوند

جملات نمونه

the food steams as it cooks on the stove.

غذا در حال بخار شدن است زیرا روی اجاق گاز پخته می‌شود.

the tea steams in the cup, releasing a fragrant aroma.

چای در فنجان بخار می‌کند و عطر دلپذیری آزاد می‌کند.

the hot springs steams, attracting many tourists.

چشمه‌های آب گرم بخار می‌کنند و گردشگران زیادی را جذب می‌کنند.

she steams her vegetables to retain their nutrients.

او سبزیجات خود را بخار می‌کند تا مواد مغذی آنها حفظ شود.

the train steams down the tracks, creating a nostalgic sound.

قطار در طول مسیرها بخار می‌کند و صدایی نوستالژیک ایجاد می‌کند.

the chef steams the dumplings to perfection.

سرآشپز دلمه ها را به کمال بخار می‌کند.

as the soup steams, the kitchen fills with delicious scents.

همانطور که سوپ بخار می‌کند، آشپزخانه با عطر و بوی خوشایند پر می‌شود.

the kettle steams, signaling that the water is ready.

کتل بخار می‌کند و نشان می‌دهد که آب آماده است.

he steams his clothes to remove wrinkles.

او لباس‌هایش را بخار می‌کند تا چین و چروک‌ها را از بین ببرد.

the sauna steams, providing a relaxing atmosphere.

سونا بخار می‌کند و فضایی آرامش‌بخش فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید