cools down
خنک میشود
cools off
خنک میشود
engine cools
موتور خنک میشود
it cools
آن خنک میشود
cools the air
هوا را خنک میکند
cools quickly
به سرعت خنک میشود
cools nicely
به خوبی خنک میشود
cools slightly
کمی خنک میشود
cools rapidly
به سرعت خنک میشود
cools effectively
به طور مؤثر خنک میشود
the powerful fan cools the room quickly.
هواکش قدرتمند به سرعت اتاق را خنک میکند.
the new cpu cooler keeps my computer running smoothly.
خنککننده CPU جدید، کامپیوتر من را به خوبی در حال اجرا نگه میدارد.
a cool breeze cools you down on a hot day.
نسیم خنک شما را در یک روز گرم خنک میکند.
the refrigerator cools food and keeps it fresh.
یخچال غذا را خنک میکند و آن را تازه نگه میدارد.
the engine coolant cools the engine block.
ضد یخ موتور، بلوک موتور را خنک میکند.
the air conditioner cools the house during summer.
کولر گازی خانه را در طول تابستان خنک میکند.
the liquid cools the electronics components.
مایع قطعات الکترونیکی را خنک میکند.
the radiator cools the car's engine.
رادیاتور موتور ماشین را خنک میکند.
the cooling system cools the server room.
سیستم خنککننده، اتاق سرور را خنک میکند.
the process cools the metal before shaping it.
این فرآیند فلز را قبل از شکل دادن آن خنک میکند.
the gel pack cools the sore muscles.
ژل سرد عضلات درد را خنک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید