steeling oneself
تقویت روحیه
steeling for impact
آمادهسازی برای برخورد
steeling against fear
مقابله با ترس
steeling resolve
تقویت اراده
steeling the mind
تقویت ذهن
steeling for change
آمادهسازی برای تغییر
steeling the heart
تقویت قلب
steeling for battle
آمادهسازی برای نبرد
steeling oneself mentally
تقویت ذهن
she is steeling herself for the big presentation.
او خود را برای ارائه بزرگ آماده میکند.
he is steeling his resolve to face the challenges ahead.
او عزم خود را برای مقابله با چالشهای پیش رو قوی میکند.
steeling yourself can help you overcome fears.
تقویت کردن خودتان میتواند به شما کمک کند تا بر ترسها غلبه کنید.
they are steeling their minds for the difficult decision.
آنها ذهن خود را برای تصمیم دشوار آماده میکنند.
she took a deep breath, steeling herself for the news.
او نفسی عمیق کشید و خود را برای شنیدن خبر آماده کرد.
he is steeling himself against criticism.
او خود را در برابر انتقاد حفظ میکند.
steeling your heart can be necessary in tough times.
تقویت قلب خودتان میتواند در زمانهای سخت ضروری باشد.
she is steeling herself to say goodbye.
او خود را برای خداحافظی آماده میکند.
he spent the night steeling himself for the marathon.
او شب را برای آماده شدن برای ماراتن گذراند.
steeling yourself can lead to greater resilience.
تقویت کردن خودتان میتواند منجر به تابآوری بیشتر شود.
steeling oneself
تقویت روحیه
steeling for impact
آمادهسازی برای برخورد
steeling against fear
مقابله با ترس
steeling resolve
تقویت اراده
steeling the mind
تقویت ذهن
steeling for change
آمادهسازی برای تغییر
steeling the heart
تقویت قلب
steeling for battle
آمادهسازی برای نبرد
steeling oneself mentally
تقویت ذهن
she is steeling herself for the big presentation.
او خود را برای ارائه بزرگ آماده میکند.
he is steeling his resolve to face the challenges ahead.
او عزم خود را برای مقابله با چالشهای پیش رو قوی میکند.
steeling yourself can help you overcome fears.
تقویت کردن خودتان میتواند به شما کمک کند تا بر ترسها غلبه کنید.
they are steeling their minds for the difficult decision.
آنها ذهن خود را برای تصمیم دشوار آماده میکنند.
she took a deep breath, steeling herself for the news.
او نفسی عمیق کشید و خود را برای شنیدن خبر آماده کرد.
he is steeling himself against criticism.
او خود را در برابر انتقاد حفظ میکند.
steeling your heart can be necessary in tough times.
تقویت قلب خودتان میتواند در زمانهای سخت ضروری باشد.
she is steeling herself to say goodbye.
او خود را برای خداحافظی آماده میکند.
he spent the night steeling himself for the marathon.
او شب را برای آماده شدن برای ماراتن گذراند.
steeling yourself can lead to greater resilience.
تقویت کردن خودتان میتواند منجر به تابآوری بیشتر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید