steeling

[ایالات متحده]/ˈstiːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstiːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت شدن
n. فرایند ساخت فولاد

عبارات و ترکیب‌ها

steeling oneself

تقویت روحیه

steeling for impact

آماده‌سازی برای برخورد

steeling against fear

مقابله با ترس

steeling resolve

تقویت اراده

steeling the mind

تقویت ذهن

steeling for change

آماده‌سازی برای تغییر

steeling the heart

تقویت قلب

steeling for battle

آماده‌سازی برای نبرد

steeling oneself mentally

تقویت ذهن

جملات نمونه

she is steeling herself for the big presentation.

او خود را برای ارائه بزرگ آماده می‌کند.

he is steeling his resolve to face the challenges ahead.

او عزم خود را برای مقابله با چالش‌های پیش رو قوی می‌کند.

steeling yourself can help you overcome fears.

تقویت کردن خودتان می‌تواند به شما کمک کند تا بر ترس‌ها غلبه کنید.

they are steeling their minds for the difficult decision.

آنها ذهن خود را برای تصمیم دشوار آماده می‌کنند.

she took a deep breath, steeling herself for the news.

او نفسی عمیق کشید و خود را برای شنیدن خبر آماده کرد.

he is steeling himself against criticism.

او خود را در برابر انتقاد حفظ می‌کند.

steeling your heart can be necessary in tough times.

تقویت قلب خودتان می‌تواند در زمان‌های سخت ضروری باشد.

she is steeling herself to say goodbye.

او خود را برای خداحافظی آماده می‌کند.

he spent the night steeling himself for the marathon.

او شب را برای آماده شدن برای ماراتن گذراند.

steeling yourself can lead to greater resilience.

تقویت کردن خودتان می‌تواند منجر به تاب‌آوری بیشتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید