stepdad

[ایالات متحده]/[ˈstepdæd]/
[بریتانیا]/[ˈstepdæd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرد که پدر زیستی فردی نیست اما نقشی والدی در زندگی او دارد.؛ پدر دوست.

عبارات و ترکیب‌ها

my stepdad

پدر مرا

stepdad's advice

نصیحت پدر مرا

meeting stepdad

مقابله با پدر مرا

stepdad works

کار پدر مرا

thank you, stepdad

ممنون، پدر مرا

stepdad came

پدر مرا آمد

stepdad's car

ماشین پدر مرا

being a stepdad

بودن پدر مرا

help my stepdad

کمک به پدر مرا

stepdad's home

خانه پدر مرا

جملات نمونه

my stepdad always makes me laugh with his silly jokes.

پدر مرا به دلیل جوک‌های حمقی‌اش همیشه خنده می‌کشد.

i'm really grateful for the support my stepdad provides.

من واقعاً از حمایتی که پدر مرا ارائه می‌دهد سپاسگزار هستم.

my stepdad and i enjoy playing basketball together on weekends.

من و پدر مرا در ایام ایتیم به بازی کردن در زمین بسکتبال لذت می‌بریم.

it took some time, but i've grown to really like my stepdad.

چند وقت طول کشید، اما من به واقعاً دوست دارم پدر مرا.

my stepdad is a great cook; his barbecue is legendary.

پدر مرا یک پовар بسیار خوب است؛ گوشت گریل او مشهور است.

having a good relationship with your stepdad can be really beneficial.

داشتن رابطه خوب با پدر مادرت می‌تواند واقعاً مفید باشد.

my stepdad gave me some helpful advice about college applications.

پدر مرا به من نکات مفیدی درباره‌ی درخواست پذیرش در دانشگاه داد.

we often watch sports games with my stepdad on tv.

ما اغلب با پدر مرا در تلویزیون مسابقات ورزشی را می‌بینیم.

my stepdad is a very patient and understanding man.

پدر مرا یک مرد بسیار صبور و درک‌کننده است.

i'm glad my mom found someone as wonderful as my stepdad.

خوشحالم که مادرم یک نفر به اندازه‌ی پدر مرا پیدا کرده است.

my stepdad helps me with my homework sometimes.

گاهی پدر مرا به من در انجام تکالیف درسی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید