stepsister

[ایالات متحده]/ˈstɛpˌsɪstə/
[بریتانیا]/ˈstɛpˌsɪstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواهر که دختر ناتنی است؛ خواهر از یک رابطه قبلی یک ناتنی

عبارات و ترکیب‌ها

my stepsister

خواهر ناتنی من

stepsister bond

پیوند خواهر ناتنی

stepsister love

عشق خواهر ناتنی

stepsister rivalry

رقابت خواهر ناتنی

stepsister support

حمایت خواهر ناتنی

stepsister role

نقش خواهر ناتنی

stepsister relationship

رابطه خواهر ناتنی

stepsister connection

ارتباط خواهر ناتنی

stepsister visit

بازدید خواهر ناتنی

stepsister problem

مشکل خواهر ناتنی

جملات نمونه

my stepsister is coming to visit this weekend.

خواهر ناتنی‌ام این آخر هفته به دیدن من می‌آید.

we have a great relationship, my stepsister and i.

ما رابطه بسیار خوبی با خواهر ناتنی‌ام داریم.

my stepsister loves to play video games.

خواهر ناتنی‌ام عاشق بازی‌های ویدیویی است.

i often borrow clothes from my stepsister.

من اغلب لباس از خواهر ناتنی‌ام می‌گیرم.

my stepsister is an amazing cook.

خواهر ناتنی‌ام یک آشپز فوق العاده است.

we went on a trip together, my stepsister and i.

ما با خواهر ناتنی‌ام به یک سفر رفتیم.

my stepsister is two years younger than me.

خواهر ناتنی‌ام دو سال از من کوچکتر است.

my stepsister and i share a lot of interests.

خواهر ناتنی‌ام و من علایق زیادی با هم داریم.

we often have movie nights at home with my stepsister.

ما اغلب شب‌های فیلم در خانه با خواهر ناتنی‌ام می‌گذرانیم.

my stepsister helped me with my homework yesterday.

خواهر ناتنی‌ام دیروز در انجام تکالیفم به من کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید