stickballs

[ایالات متحده]/ˈstɪkˌbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈstɪkˌbɔlz/

ترجمه

n. بازی مشابه بیسبال که توسط کودکان در خیابان‌ها انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

stickballs game

بازی توپ چوب‌دار

stickballs tournament

تورنمنت توپ چوب‌دار

stickballs team

تیم توپ چوب‌دار

stickballs practice

تمرین توپ چوب‌دار

stickballs field

زمین توپ چوب‌دار

stickballs equipment

تجهیزات توپ چوب‌دار

stickballs rules

قوانین توپ چوب‌دار

stickballs coach

مربی توپ چوب‌دار

stickballs player

بازیکن توپ چوب‌دار

stickballs score

امتیاز توپ چوب‌دار

جملات نمونه

we played stickballs in the park yesterday.

ما دیروز با توپ‌های چوبی در پارک بازی کردیم.

stickballs are a popular game among kids.

توپ‌های چوبی یک بازی محبوب در بین کودکان هستند.

he hit the stickballs with great force.

او با قدرت زیاد توپ‌های چوبی را زد.

stickballs can be made from various materials.

توپ‌های چوبی را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

we need to buy some stickballs for the game.

ما باید برای بازی چند توپ چوبی بخریم.

they organized a stickballs tournament this weekend.

آنها این آخر هفته یک مسابقه توپ چوبی برگزار کردند.

stickballs can be played in teams or individually.

می‌توان با توپ‌های چوبی به صورت تیمی یا انفرادی بازی کرد.

learning to throw stickballs takes practice.

یادگیری پرتاب توپ‌های چوبی نیاز به تمرین دارد.

we used to play stickballs every summer.

ما هر تابستان با توپ‌های چوبی بازی می‌کردیم.

stickballs are a great way to stay active.

توپ‌های چوبی راهی عالی برای فعال ماندن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید