stickseed

[ایالات متحده]/ˈstɪk.siːd/
[بریتانیا]/ˈstɪk.sid/

ترجمه

n. گیاهی از جنس Lappula

عبارات و ترکیب‌ها

stickseed plant

گیاه چسب‌دانه

stickseed flower

گل چسب‌دانه

stickseed pod

پاد چسب‌دانه

stickseed species

گونه چسب‌دانه

stickseed seeds

دانه‌های چسب‌دانه

stickseed growth

رشد چسب‌دانه

stickseed habitat

زیستگاه چسب‌دانه

stickseed leaves

برگ‌های چسب‌دانه

stickseed family

خانواده چسب‌دانه

stickseed distribution

توزیع چسب‌دانه

جملات نمونه

stickseed is known for its sticky seeds that cling to fur.

چسب‌دانه‌ها به دلیل دانه‌های چسبناکی که به خز می‌چسبند، شناخته شده است.

farmers often find stickseed in their fields as a weed.

کشاورزان اغلب چسب‌دانه‌ها را به عنوان علف هرز در مزارع خود پیدا می‌کنند.

the stickseed plant thrives in disturbed soils.

گیاه چسب‌دانه در خاک‌های مختل به خوبی رشد می‌کند.

children love to collect stickseed during their nature walks.

کودکان عاشق جمع‌آوری چسب‌دانه‌ها در طول پیاده‌روی‌های خود در طبیعت هستند.

stickseed can be a nuisance in gardens due to its aggressive growth.

به دلیل رشد تهاجمی آن، چسب‌دانه می‌تواند در باغ‌ها آزاردهنده باشد.

the texture of stickseed leaves is quite unique.

بافت برگ‌های چسب‌دانه بسیار خاص است.

some birds use stickseed for nesting materials.

برخی از پرندگان از چسب‌دانه‌ها برای مصالح لانه استفاده می‌کنند.

stickseed plants can attract various pollinators.

گیاهان چسب‌دانه می‌توانند گرده‌افشان‌های مختلف را جذب کنند.

in herbal medicine, stickseed is sometimes used for its properties.

در طب گیاهی، چسب‌دانه گاهی اوقات به دلیل خواص آن استفاده می‌شود.

stickseed is often mistaken for other similar-looking plants.

چسب‌دانه اغلب با گیاهان دیگر با ظاهر مشابه اشتباه گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید