sties

[ایالات متحده]/staɪz/
[بریتانیا]/staɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع استی؛ مکان یا محل کثیف؛ التهاب غدد پلک؛ هوردولوم

عبارات و ترکیب‌ها

eye sties

ورم پلک

sties treatment

درمان جوش‌های پلک

sties symptoms

علائم جوش‌های پلک

sties prevention

جلوگیری از جوش‌های پلک

sties causes

علت جوش‌های پلک

sties care

مراقبت از جوش‌های پلک

sties relief

تسکین جوش‌های پلک

sties diagnosis

تشخیص جوش‌های پلک

sties home remedies

درمان‌های خانگی جوش‌های پلک

sties complications

عوارض جوش‌های پلک

جملات نمونه

she often develops sties when she is stressed.

او اغلب در هنگام استرس دچار پلک‌های چشمی می‌شود.

sties can be uncomfortable and irritating.

پلک‌های چشمی می‌توانند ناراحت‌کننده و آزاردهنده باشند.

it's important to avoid touching your eyes to prevent sties.

برای جلوگیری از پلک‌های چشمی، مهم است که از لمس کردن چشم‌های خود خودداری کنید.

applying warm compresses can help relieve sties.

استفاده از کمپرس گرم می‌تواند به تسکین پلک‌های چشمی کمک کند.

she had to see a doctor for her recurring sties.

او برای پلک‌های چشمی بازگشتی خود مجبور شد به پزشک مراجعه کند.

sties are often caused by bacterial infections.

پلک‌های چشمی اغلب به دلیل عفونت‌های باکتریایی ایجاد می‌شوند.

he learned how to treat sties at home.

او یاد گرفت که چگونه پلک‌های چشمی را در خانه درمان کند.

wearing makeup can sometimes worsen sties.

استفاده از لوازم آرایشی گاهی اوقات می‌تواند پلک‌های چشمی را بدتر کند.

she was relieved when her sties finally healed.

او از بهبودی نهایی پلک‌های چشمی خود احساس راحتی کرد.

sties usually appear on the eyelid and can be painful.

پلک‌های چشمی معمولاً روی پلک ظاهر می‌شوند و می‌توانند دردناک باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید