pigpens

[ایالات متحده]/ˈpɪɡpɛn​z/
[بریتانیا]/ˈpɪɡˌpɛn​z/

ترجمه

n. مناطق محصور برای نگهداری خوک‌ها; مکان‌هایی شبیه به آغل خوک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

clean pigpens

تمیز کردن حوضچه های خوک

dirty pigpens

حوضچه های خوک کثیف

pigpens smell

بوی حوضچه های خوک

empty pigpens

حوضچه های خوک خالی

full pigpens

حوضچه های خوک پر

pigpens management

مدیریت حوضچه های خوک

pigpens design

طراحی حوضچه های خوک

pigpens maintenance

نگهداری حوضچه های خوک

pigpens hygiene

بهداشت حوضچه های خوک

pigpens regulations

مقررات حوضچه های خوک

جملات نمونه

pigpens can be quite messy if not cleaned regularly.

در صورت عدم تمیز کردن منظم، حوضچه‌های خوک می‌توانند بسیار نامرتب باشند.

farmers often build pigpens to keep their pigs safe.

کشاورزان اغلب حوضچه خوک می‌سازند تا خوک‌های خود را در امان نگه دارند.

the smell from the pigpens can be overwhelming at times.

بوی حاصل از حوضچه‌های خوک گاهی اوقات طاقت‌فرسا است.

it's important to have proper ventilation in pigpens.

داشتن تهویه مناسب در حوضچه‌های خوک مهم است.

children love to visit the pigpens at the farm.

کودکان عاشق بازدید از حوضچه‌های خوک در مزرعه هستند.

we need to repair the fences around the pigpens.

ما باید نرده‌های اطراف حوضچه‌های خوک را تعمیر کنیم.

pigpens should be spacious enough for the animals to move around.

حوضچه‌های خوک باید به اندازه کافی بزرگ باشند تا حیوانات بتوانند در آنجا حرکت کنند.

cleaning the pigpens is part of daily farm chores.

تمیز کردن حوضچه‌های خوک بخشی از کارهای روزانه مزرعه است.

new designs for pigpens focus on animal welfare.

طرح‌های جدید برای حوضچه‌های خوک بر رفاه حیوانات تمرکز دارند.

during the winter, pigpens need extra insulation.

در طول زمستان، حوضچه‌های خوک به عایق اضافی نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید