stillroom

[ایالات متحده]/ˈstɪlˌruːm/
[بریتانیا]/ˈstɪlˌruːm/

ترجمه

n. یک اتاق در یک خانه یا هتل که چای، نان‌های میوه‌ای و غیره آماده می‌شود؛ یک اتاق تجهیز شده برای تقطیر.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the stillroom

کیف

a stillroom

یک کیف

old stillroom

کیف قدیمی

stillroom book

کتاب کیف

stillroom recipes

реcept‌های کیف

in stillroom

در کیف

stillroom herbs

گیاهان کیف

estate stillroom

کیف مجموعه

stillroom maid

خادم کیف

stillroom shelves

رف‌های کیف

جملات نمونه

the stillroom keeper carefully measured the herbs for the evening's distillation.

پرورش دهنده فرآوری گیاهان را با دقت برای فرآوری شب اندازی کرد.

the stillroom maid was responsible for maintaining the inventory of spirits and preserves.

خادم فرآوری مسئول حفظ موجودیت الکل و نگهداری بود.

grandmother kept the stillroom keys hidden in her jewelry box.

مادربزرگ کلیدهای فرآوری را در جعبه جواهرات خود پنهان نگه داشت.

the old stillroom door creaked whenever someone entered to fetch wine.

در فرآوری قدیم هر زمان که کسی برای گرفتن شراب وارد می شد، فریاد می زد.

dusty bottles lined the stillroom shelves, some dating back decades.

بطری های گرد و غبار در رف های فرآوری قرار داشتند، برخی از آنها به دهه ها پیش بازمی گردند.

morning light streamed through the stillroom window, illuminating rows of copper pots.

نور صبح از پنجره فرآوری جریان می یافت و سری از قابلمه های مسی را روشن می کرد.

her stillroom duties included making jams, jellies, and cordials for the household.

وظایف فرآوری او شامل تهیه مربا، جل و نوشیدنی ها برای خانواده بود.

the butler requested fresh supplies from the stillroom for the evening reception.

خادم از فرآوری برای جلسه شب درخواست تدارکات تازه را کرد.

in the stillroom cellar, the temperature remained cool year-round for proper aging.

در سردخانه فرآوری دمای سرد در طول سال حفظ می شود تا جهت تیراگی مناسب باشد.

the housekeeper inspected the stillroom weekly to ensure everything was in order.

پرورش دهنده هفتگی فرآوری را بررسی می کرد تا مطمئن شود هر چیز در نظم است.

visitors were not permitted in the stillroom without explicit permission from the master.

بازدید کنندگان بدون مجوز صریح از مالک در فرآوری مجاز نبودند.

the stillroom contained all the ingredients needed for traditional home remedies.

فرآوری تمام مواد لازم برای دستورات سنتی درمان خانگی را شامل می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید