stim

[ایالات متحده]/stɪm/
[بریتانیا]/stɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیجان یا تحریک
Word Forms
جمعstims

عبارات و ترکیب‌ها

stim response

پاسخ تحفیف

stimulus package

بسته‌ی محرک

stim effect

اثر تحفیف

stim therapy

درمان تحفیف

stim signal

سیگنال تحفیف

stim activity

فعالیت تحفیف

stimulus response

پاسخ محرک

stim training

آموزش تحفیف

stim design

طراحی تحفیف

stim analysis

تجزیه و تحلیل تحفیف

جملات نمونه

they use stimulants to enhance their performance.

آنها از محرک‌ها برای افزایش عملکرد خود استفاده می‌کنند.

the teacher tried to stimulate the students' interest in science.

معلم سعی کرد علاقه دانش‌آموزان به علم را برانگیزد.

music can stimulate emotions and memories.

موسیقی می‌تواند احساسات و خاطرات را تحریک کند.

exercise is known to stimulate the release of endorphins.

ورزش به عنوان عاملی برای تحریک آزاد شدن اندورفین‌ها شناخته شده است.

they are developing a new drug to stimulate hair growth.

آنها در حال توسعه یک داروی جدید برای تحریک رشد مو هستند.

she used a variety of techniques to stimulate discussion.

او از تکنیک‌های مختلفی برای تحریک بحث استفاده کرد.

his speech was designed to stimulate action among the audience.

سخنرانی او برای تحریک اقدام در بین مخاطبان طراحی شده بود.

we need to find ways to stimulate economic growth.

ما باید راه‌هایی برای تحریک رشد اقتصادی پیدا کنیم.

the coach's motivation helped to stimulate the team's morale.

انگیزه مربی به تحریک روحیه تیم کمک کرد.

innovative ideas can stimulate creativity in the workplace.

ایده‌های نوآورانه می‌توانند خلاقیت را در محیط کار تحریک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید