stints

[ایالات متحده]/stɪnts/
[بریتانیا]/stɪnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سهم کار؛ مقدار؛ حد
v. کاری را با سخاوت انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

short stints

دوره های کوتاه

long stints

دوره های طولانی

work stints

دوره های کاری

paid stints

دوره های با حقوق

internship stints

دوره های کارآموزی

temporary stints

دوره های موقت

volunteer stints

دوره های داوطلبانه

brief stints

دوره های کوتاه

seasonal stints

دوره های فصلی

part-time stints

دوره های پاره وقت

جملات نمونه

he completed several stints as a volunteer.

او چندین دوره داوطلبانه انجام داد.

her stints in different countries shaped her perspective.

دوران او در کشورهای مختلف، دیدگاه او را شکل داد.

after a few stints in the industry, he decided to start his own business.

پس از چند دوره در صنعت، تصمیم گرفت کسب و کار خود را راه اندازی کند.

she had multiple stints in various roles at the company.

او چندین دوره در نقش های مختلف در شرکت داشت.

the athlete is known for his short stints in different teams.

این ورزشکار به خاطر دوره های کوتاه او در تیم های مختلف شناخته شده است.

stints as an intern can provide valuable experience.

دوره های کارآموزی می تواند تجربه ارزشمندی را ارائه دهد.

he had several stints in the military before retiring.

او قبل از بازنشستگی چندین دوره در ارتش داشت.

her stints abroad helped her learn new languages.

دوران او در خارج از کشور به او کمک کرد تا زبان های جدیدی یاد بگیرد.

the project involved multiple stints of intense work.

این پروژه شامل چندین دوره کار فشرده بود.

he enjoyed his stints as a teacher in different schools.

او از دوره های تدریس خود در مدارس مختلف لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید