short stints
دوره های کوتاه
long stints
دوره های طولانی
work stints
دوره های کاری
paid stints
دوره های با حقوق
internship stints
دوره های کارآموزی
temporary stints
دوره های موقت
volunteer stints
دوره های داوطلبانه
brief stints
دوره های کوتاه
seasonal stints
دوره های فصلی
part-time stints
دوره های پاره وقت
he completed several stints as a volunteer.
او چندین دوره داوطلبانه انجام داد.
her stints in different countries shaped her perspective.
دوران او در کشورهای مختلف، دیدگاه او را شکل داد.
after a few stints in the industry, he decided to start his own business.
پس از چند دوره در صنعت، تصمیم گرفت کسب و کار خود را راه اندازی کند.
she had multiple stints in various roles at the company.
او چندین دوره در نقش های مختلف در شرکت داشت.
the athlete is known for his short stints in different teams.
این ورزشکار به خاطر دوره های کوتاه او در تیم های مختلف شناخته شده است.
stints as an intern can provide valuable experience.
دوره های کارآموزی می تواند تجربه ارزشمندی را ارائه دهد.
he had several stints in the military before retiring.
او قبل از بازنشستگی چندین دوره در ارتش داشت.
her stints abroad helped her learn new languages.
دوران او در خارج از کشور به او کمک کرد تا زبان های جدیدی یاد بگیرد.
the project involved multiple stints of intense work.
این پروژه شامل چندین دوره کار فشرده بود.
he enjoyed his stints as a teacher in different schools.
او از دوره های تدریس خود در مدارس مختلف لذت برد.
short stints
دوره های کوتاه
long stints
دوره های طولانی
work stints
دوره های کاری
paid stints
دوره های با حقوق
internship stints
دوره های کارآموزی
temporary stints
دوره های موقت
volunteer stints
دوره های داوطلبانه
brief stints
دوره های کوتاه
seasonal stints
دوره های فصلی
part-time stints
دوره های پاره وقت
he completed several stints as a volunteer.
او چندین دوره داوطلبانه انجام داد.
her stints in different countries shaped her perspective.
دوران او در کشورهای مختلف، دیدگاه او را شکل داد.
after a few stints in the industry, he decided to start his own business.
پس از چند دوره در صنعت، تصمیم گرفت کسب و کار خود را راه اندازی کند.
she had multiple stints in various roles at the company.
او چندین دوره در نقش های مختلف در شرکت داشت.
the athlete is known for his short stints in different teams.
این ورزشکار به خاطر دوره های کوتاه او در تیم های مختلف شناخته شده است.
stints as an intern can provide valuable experience.
دوره های کارآموزی می تواند تجربه ارزشمندی را ارائه دهد.
he had several stints in the military before retiring.
او قبل از بازنشستگی چندین دوره در ارتش داشت.
her stints abroad helped her learn new languages.
دوران او در خارج از کشور به او کمک کرد تا زبان های جدیدی یاد بگیرد.
the project involved multiple stints of intense work.
این پروژه شامل چندین دوره کار فشرده بود.
he enjoyed his stints as a teacher in different schools.
او از دوره های تدریس خود در مدارس مختلف لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید