stipe

[ایالات متحده]/staɪp/
[بریتانیا]/staɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساقه یا ساق گیاه یا قارچ؛ ساقه برگ؛ دم قارچ
Word Forms
جمعstipes

عبارات و ترکیب‌ها

stipe length

طول ساقه

stipe base

پایه‌ ساقه

stipe color

رنگ ساقه

stipe structure

ساختار ساقه

stipe attachment

اتصال ساقه

stipe diameter

قطر ساقه

stipe shape

شکل ساقه

stipe texture

بافت ساقه

stipe position

موقعیت ساقه

stipe feature

ویژگی ساقه

جملات نمونه

the stipe of the mushroom is quite thick.

ساقه قارچ بسیار ضخیم است.

she carefully examined the stipe for any signs of disease.

او با دقت ساقه را برای هرگونه علائم بیماری بررسی کرد.

the stipe helps support the cap of the mushroom.

ساقه به حمایت از کلاهک قارچ کمک می کند.

different species of fungi have varying stipe lengths.

گونه های مختلف قارچ طول های مختلف ساقه دارند.

he used a knife to cut the stipe from the base.

او از یک چاقو برای برش ساقه از پایه استفاده کرد.

the stipe's color can indicate the type of mushroom.

رنگ ساقه می تواند نشان دهنده نوع قارچ باشد.

some mushrooms have a hollow stipe, while others do not.

برخی از قارچ ها ساقه توخالی دارند، در حالی که برخی دیگر ندارند.

after harvesting, the stipe should be cleaned thoroughly.

پس از برداشت، ساقه باید به طور کامل تمیز شود.

the stipe can be used in various culinary dishes.

می توان از ساقه در انواع غذاهای آشپزی استفاده کرد.

identifying the stipe characteristics is crucial for mushroom foraging.

شناسایی ویژگی های ساقه برای جمع آوری قارچ بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید