stodges

[ایالات متحده]/stɒdʒ/
[بریتانیا]/stɑdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با ولع خوردن؛ پر کردن با غذا، مخلوط کردن
vi. با سختی راه رفتن
n. غذای بی‌مزه؛ غذای چرب

جملات نمونه

be stodged with tea and buns

با چای و دونات پر شود

He often stodges himself with his newspapers.

او اغلب خودش را با روزنامه هایش پر می کند.

"This huge dish of overpriced stodge should be extinct.

"این غذای بزرگ و گران قیمت باید منقرض شود.

You shouldn't stodge yourself with roast duck and beef stew, John.

شما نباید خودتان را با اردک کبابی و خورشت گوشت پر کنید، جان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید