| جمع | stogies |
stogy cigar
سیگار استوژی
stogy tobacco
تاماک استوژی
stogies
استوژیها
stogy smoke
دود استوژی
stogy taste
طعم استوژی
stogy leaf
برگ استوژی
stogy flavor
طعم استوژی
stogy brand
برند استوژی
cheap stogies
استوژیهای ارزان
stogy aroma
عطر استوژی
the stogy old man refused to use any modern technology.
آقای ستوگی قدیمی مایل به استفاده از هرگونه فناوری مدرنی نبود.
this stogy restaurant hasn't changed its menu in fifty years.
این رستوران ستوگی در پنجاه سال گذشته منوی خود را تغییر نداده است.
her stogy attitude made it hard to work with her on the project.
وضعیت ستوگی او باعث شد که با او در انجام پروژه کار کردن دشوار باشد.
the stogy building looked out of place in the modern city.
ساختمان ستوگی در شهر مدرن به نظر میرسد که جایگاه مناسبی ندارد.
he always wore stogy clothes that seemed from another era.
او همیشه لباسهای ستوگی پوشید که به نظر میرسد از دوران دیگری است.
the professor's stogy lectures put half the class to sleep.
درسهای ستوگی استاد باعث خوابیدن نیمی از کلاس شد.
their stogy approach to business cost them many young customers.
رویکرد ستوگی آنها در زمینه کسب و کار باعث از دست دادن بسیاری از مشتریان جوان شد.
the stogy furniture didn't match the colorful walls.
مبلمان ستوگی با دیوارهای رنگی همخوانی نداشت.
my grandmother's stogy recipes take all day to prepare.
وصفات ستوگی مامان من تمام روز را برای آماده سازی نیاز دارد.
the stogy design of the website made it difficult to navigate.
طراحی ستوگی وبسایت باعث شد که ناوبری آن دشوار شود.
his stogy personality made it hard for him to make friends.
شخصیت ستوگی او باعث شد که برای او دوست پیدا کردن دشوار باشد.
the museum's stogy exhibits needed to be updated.
معرضهای ستوگی موزه نیاز به بهروزرسانی داشت.
stogy cigar
سیگار استوژی
stogy tobacco
تاماک استوژی
stogies
استوژیها
stogy smoke
دود استوژی
stogy taste
طعم استوژی
stogy leaf
برگ استوژی
stogy flavor
طعم استوژی
stogy brand
برند استوژی
cheap stogies
استوژیهای ارزان
stogy aroma
عطر استوژی
the stogy old man refused to use any modern technology.
آقای ستوگی قدیمی مایل به استفاده از هرگونه فناوری مدرنی نبود.
this stogy restaurant hasn't changed its menu in fifty years.
این رستوران ستوگی در پنجاه سال گذشته منوی خود را تغییر نداده است.
her stogy attitude made it hard to work with her on the project.
وضعیت ستوگی او باعث شد که با او در انجام پروژه کار کردن دشوار باشد.
the stogy building looked out of place in the modern city.
ساختمان ستوگی در شهر مدرن به نظر میرسد که جایگاه مناسبی ندارد.
he always wore stogy clothes that seemed from another era.
او همیشه لباسهای ستوگی پوشید که به نظر میرسد از دوران دیگری است.
the professor's stogy lectures put half the class to sleep.
درسهای ستوگی استاد باعث خوابیدن نیمی از کلاس شد.
their stogy approach to business cost them many young customers.
رویکرد ستوگی آنها در زمینه کسب و کار باعث از دست دادن بسیاری از مشتریان جوان شد.
the stogy furniture didn't match the colorful walls.
مبلمان ستوگی با دیوارهای رنگی همخوانی نداشت.
my grandmother's stogy recipes take all day to prepare.
وصفات ستوگی مامان من تمام روز را برای آماده سازی نیاز دارد.
the stogy design of the website made it difficult to navigate.
طراحی ستوگی وبسایت باعث شد که ناوبری آن دشوار شود.
his stogy personality made it hard for him to make friends.
شخصیت ستوگی او باعث شد که برای او دوست پیدا کردن دشوار باشد.
the museum's stogy exhibits needed to be updated.
معرضهای ستوگی موزه نیاز به بهروزرسانی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید