stogie

[ایالات متحده]/[ˈstɒdʒi]/
[بریتانیا]/[ˈstɒdʒi]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیگار پهن؛ سیگاری بزرگ و ضخیم.
Word Forms
جمعstogies

عبارات و ترکیب‌ها

lit a stogie

نوراندن سیگار

big stogie

سیگار بزرگ

smoking stogie

دود کردن سیگار

cut stogie

برش سیگار

enjoyed stogie

لذت بردن از سیگار

thick stogie

سیگار ضخیم

bought stogie

خریدن سیگار

new stogie

سیگار جدید

rare stogie

سیگار کمیاب

fine stogie

سیگار خوب

جملات نمونه

he lit a stogie and leaned back in his chair.

او یک سیگار برگ روشن کرد و به عقب در صندلی‌اش تکیه داد.

the aroma of a good stogie filled the room.

عطر یک سیگار برگ خوب اتاق را پر کرد.

they enjoyed a stogie after a long day at work.

آنها بعد از یک روز طولانی کاری از سیگار برگ لذت بردند.

he carefully clipped the end of his stogie.

او با دقت سر سیگار برگ خود را کوتاه کرد.

the stogie's rich flavor was quite satisfying.

طعم غنی سیگار برگ بسیار دلپذیر بود.

she watched him smoke a stogie on the patio.

او نگاه کرد که او در ایوان سیگار برگ می‌کشد.

he always carried a stogie in his pocket.

او همیشه یک سیگار برگ در جیب خود داشت.

the stogie smoke curled into the evening air.

دود سیگار برگ به هوای شب پیچید.

he purchased a premium stogie from the shop.

او یک سیگار برگ ممتاز از مغازه خرید.

the stogie cutter was a gift from his father.

تیغ برش سیگار برگ هدیه‌ای از پدرش بود.

they relaxed with stogies and a glass of whiskey.

آنها با سیگار برگ و یک لیوان ویسکی استراحت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید