stonefall

[ایالات متحده]/ˈstəʊnˌfɔːl/
[بریتانیا]/ˈstoʊnˌfɔl/

ترجمه

n. سقوط سنگ‌ها یا صخره‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stonefall warning

هشدار ریزش سنگ

stonefall hazard

خطر ریزش سنگ

stonefall zone

منطقه ریزش سنگ

stonefall risk

احتمال ریزش سنگ

stonefall event

واقعه ریزش سنگ

stonefall area

محل ریزش سنگ

stonefall debris

آوار ریزشی سنگ

stonefall mitigation

کاهش خطر ریزش سنگ

stonefall inspection

بازرسی ریزش سنگ

stonefall report

گزارش ریزش سنگ

جملات نمونه

the stonefall on the mountain was a breathtaking sight.

ریزش سنگ از کوه، صحنه‌ای نفس‌گیر بود.

after the stonefall, the path was blocked for several days.

پس از ریزش سنگ، مسیر به مدت چند روز مسدود شد.

we heard a loud noise before the stonefall occurred.

ما قبل از وقوع ریزش سنگ، صدای بلندی شنیدیم.

the hikers were warned about the potential for stonefall in the area.

به کوهنوردان در مورد احتمال وقوع ریزش سنگ در این منطقه هشدار داده شد.

stonefall can be a serious hazard in mountainous regions.

ریزش سنگ می‌تواند یک خطر جدی در مناطق کوهستانی باشد.

researchers studied the effects of stonefall on local ecosystems.

محققان اثرات ریزش سنگ بر روی اکوسیستم‌های محلی را مطالعه کردند.

the stonefall created a new landscape feature in the valley.

ریزش سنگ یک ویژگی جدید در چشم‌انداز دره ایجاد کرد.

safety measures were implemented to prevent accidents from stonefall.

برای جلوگیری از حوادث ناشی از ریزش سنگ، اقدامات ایمنی انجام شد.

local authorities monitored the area for signs of stonefall.

مقامات محلی منطقه را برای علائم ریزش سنگ رصد می‌کردند.

stonefall events can reshape the geography of a region.

رویدادهای ریزش سنگ می‌توانند جغرافیا یک منطقه را تغییر دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید