stonily

[ایالات متحده]/'stəunili/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شیوه‌ای سرد و بی‌احساس، مانند سنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

answered stonily

پاسخ داد سنگی

spoke stonily

سنگی صحبت کرد

جملات نمونه

She stared stonily at the intruder.

او با حالتی سنگی به مزاحم خیره شد.

He responded stonily to the accusations.

او با حالتی سنگی به اتهامات پاسخ داد.

The teacher looked stonily at the misbehaving student.

معلم با حالتی سنگی به دانش‌آموز بدرفتار نگاه کرد.

The boss listened stonily to the excuses.

مدیر با حالتی سنگی به بهانه‌ها گوش داد.

She stood stonily as her ex-boyfriend tried to apologize.

او در حالی که دوست پسر سابقش سعی می‌کرد عذرخواهی کند، با حالتی سنگی ایستاد.

The judge gazed stonily at the defendant.

قاضی با حالتی سنگی به متهم نگاه کرد.

The receptionist greeted the latecomer stonily.

منشی با حالتی سنگی به فرد دیررسیده خوشامد گفت.

The customer complained stonily about the poor service.

مشتری با حالتی سنگی در مورد خدمات ضعیف شکایت کرد.

The professor spoke stonily to the disruptive students.

پروفسور با حالتی سنگی با دانشجویان مختل کننده صحبت کرد.

She stonily refused to accept his apology.

او با حالتی سنگی از پذیرش عذرخواهی او امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید