stood

[ایالات متحده]/stʊd/
[بریتانیا]/stʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته stand; گذشته کامل stand

عبارات و ترکیب‌ها

stood still

ایستادن بی‌حرکت

stood up

ایستادن

stood out

تميز بودن، برجسته بودن

stood by

حمایت کردن، در کنار بودن

stood tall

با وقار ایستادن

stood firm

سخت ایستادن، مصمم بودن

stood against

مخالفت کردن با

stood alone

تنها ایستادن

stood ready

آماده بودن

stood back

فاصله گرفتن

جملات نمونه

she stood by the window, watching the rain.

او کنار پنجره ایستاد و باران را تماشا کرد.

he stood tall among his peers.

او در میان همسالان خود قدبلند ایستاد.

the statue stood in the center of the park.

مجسمه در مرکز پارک ایستاده بود.

they stood in line for hours to buy tickets.

آنها ساعت‌ها در صف ایستادند تا بلیط بخرند.

she stood up for her beliefs during the debate.

او در طول بحث از باورهای خود حمایت کرد.

he stood out in the competition with his unique talent.

او با استعداد منحصر به فردش در مسابقه سرآمد بود.

the dog stood guard at the front door.

سگ در جلوی در نگهبانی می کرد.

she stood firm in her decision to move abroad.

او در تصمیم خود برای مهاجرت به خارج از کشور مصمم بود.

the old tree stood for over a century.

درخت کهنسال بیش از یک قرن ایستاده بود.

he stood in awe of the magnificent view.

او با حیرت به منظره باشکوه نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید