stood still
ایستادن بیحرکت
stood up
ایستادن
stood out
تميز بودن، برجسته بودن
stood by
حمایت کردن، در کنار بودن
stood tall
با وقار ایستادن
stood firm
سخت ایستادن، مصمم بودن
stood against
مخالفت کردن با
stood alone
تنها ایستادن
stood ready
آماده بودن
stood back
فاصله گرفتن
she stood by the window, watching the rain.
او کنار پنجره ایستاد و باران را تماشا کرد.
he stood tall among his peers.
او در میان همسالان خود قدبلند ایستاد.
the statue stood in the center of the park.
مجسمه در مرکز پارک ایستاده بود.
they stood in line for hours to buy tickets.
آنها ساعتها در صف ایستادند تا بلیط بخرند.
she stood up for her beliefs during the debate.
او در طول بحث از باورهای خود حمایت کرد.
he stood out in the competition with his unique talent.
او با استعداد منحصر به فردش در مسابقه سرآمد بود.
the dog stood guard at the front door.
سگ در جلوی در نگهبانی می کرد.
she stood firm in her decision to move abroad.
او در تصمیم خود برای مهاجرت به خارج از کشور مصمم بود.
the old tree stood for over a century.
درخت کهنسال بیش از یک قرن ایستاده بود.
he stood in awe of the magnificent view.
او با حیرت به منظره باشکوه نگاه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید