stranding

[ایالات متحده]/[ˈstræn.dɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈstræn.dɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت گیر افتادن یا ناتوانی در حرکت؛ عمل سرگردان شدن؛ حالت رها شده یا متروکه بودن؛ عمل پشت سر گذاشته شدن یا رها شدن
v. سرگردان شدن؛ پشت سر گذاشته یا رها شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stranding risk

خطر گرفتار شدن

stranding event

واقعه گرفتار شدن

stranding location

محل گرفتار شدن

stranding behavior

رفتار هنگام گرفتار شدن

stranding data

اطلاعات مربوط به گرفتار شدن

stranded whale

نهنگ گرفتار شده

stranded vessel

کشتی گرفتار شده

avoiding stranding

جلوگیری از گرفتار شدن

stranding reports

گزارش‌های مربوط به گرفتار شدن

stranding sites

محل‌های گرفتار شدن

جملات نمونه

the storm resulted in the stranding of several ships at sea.

طوفان منجر به سرگردانی چندین کشتی در دریا شد.

after the accident, they were left with the stranding of their vehicle on the highway.

پس از حادثه، آن‌ها با سرگردانی خودروی خود در بزرگراه مواجه شدند.

the island's remote location makes it a potential site for stranding marine animals.

موقعیت دورافتاده جزیره آن را به یک مکان بالقوه برای سرگردانی حیوانات دریایی تبدیل می‌کند.

we feared the stranding of the hikers in the blizzard.

ما از سرگردانی کوهنوردان در کولاک نگران بودیم.

the research focused on the causes of whale stranding along the coastline.

تحقیقات بر روی علل سرگردانی نهنگ‌ها در امتداد خط ساحلی متمرکز بود.

the rescue team worked tirelessly to prevent further stranding of passengers.

تیم نجات بی‌وقفه برای جلوگیری از سرگردانی بیشتر مسافران تلاش کرد.

the sudden power outage led to the stranding of people in elevators.

قطعی برق ناگهانی منجر به سرگردانی مردم در آسانسورها شد.

the stranding of the research vessel delayed the scientific expedition.

سرگردانی کشتی تحقیقاتی باعث تاخیر در سفر علمی شد.

the pilot’s skill prevented the stranding of the aircraft on the runway.

مهارت خلبان از سرگردانی هواپیما در باند جلوگیری کرد.

the heavy snow created a situation of stranding for many motorists.

برف سنگین وضعیتی از سرگردانی را برای بسیاری از رانندگان ایجاد کرد.

the stranding of the cargo ship caused significant supply chain disruptions.

سرگردانی کشتی باری باعث اختلالات قابل توجه در زنجیره تامین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید