strapped

[ایالات متحده]/stræpt/
[بریتانیا]/stræpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با یک بند بسته شده؛ با یک بند تزئین شده؛ بدون پول؛ کمبود بودجه (زبان عامیانه آمریکایی)
v. زمان گذشته و فرم گذشته participle از strap

عبارات و ترکیب‌ها

cash strapped

تحت فشار مالی

time strapped

تحت فشار زمانی

resource strapped

تحت فشار منابع

budget strapped

تحت فشار بودجه

energy strapped

تحت فشار انرژی

funds strapped

تحت فشار مالی

money strapped

تحت فشار مالی

staff strapped

تحت فشار پرسنل

جملات نمونه

he was strapped for cash before payday.

او قبل از روز پرداخت، برای پول نقد مشکل داشت.

she felt strapped for time while preparing for the exam.

او در حالی که برای امتحان آماده می شد، احساس کمبود وقت کرد.

the company is strapped for resources this quarter.

شرکت در این فصل با کمبود منابع مواجه است.

after the unexpected expenses, they were strapped for money.

پس از هزینه های غیرمنتظره، آنها برای پول نقد مشکل داشتند.

he was strapped into the roller coaster tightly.

او به طور محکم در قطار کوستر بسته شد.

they felt strapped for options during the negotiations.

آنها در طول مذاکرات احساس کمبود گزینه کردند.

she was strapped for ideas when writing her essay.

او در هنگام نوشتن مقاله خود با کمبود ایده مواجه شد.

the athlete was strapped with injuries before the competition.

ورزشکار قبل از مسابقه دچار آسیب دیدگی شد.

with bills piling up, he was strapped for funds.

با افزایش قبوض، او برای بودجه مشکل داشت.

they strapped the luggage securely to the roof rack.

آنها چمدان ها را به طور ایمن به قفسه سقف بستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید