cash strapped
تحت فشار مالی
time strapped
تحت فشار زمانی
resource strapped
تحت فشار منابع
budget strapped
تحت فشار بودجه
energy strapped
تحت فشار انرژی
funds strapped
تحت فشار مالی
money strapped
تحت فشار مالی
staff strapped
تحت فشار پرسنل
he was strapped for cash before payday.
او قبل از روز پرداخت، برای پول نقد مشکل داشت.
she felt strapped for time while preparing for the exam.
او در حالی که برای امتحان آماده می شد، احساس کمبود وقت کرد.
the company is strapped for resources this quarter.
شرکت در این فصل با کمبود منابع مواجه است.
after the unexpected expenses, they were strapped for money.
پس از هزینه های غیرمنتظره، آنها برای پول نقد مشکل داشتند.
he was strapped into the roller coaster tightly.
او به طور محکم در قطار کوستر بسته شد.
they felt strapped for options during the negotiations.
آنها در طول مذاکرات احساس کمبود گزینه کردند.
she was strapped for ideas when writing her essay.
او در هنگام نوشتن مقاله خود با کمبود ایده مواجه شد.
the athlete was strapped with injuries before the competition.
ورزشکار قبل از مسابقه دچار آسیب دیدگی شد.
with bills piling up, he was strapped for funds.
با افزایش قبوض، او برای بودجه مشکل داشت.
they strapped the luggage securely to the roof rack.
آنها چمدان ها را به طور ایمن به قفسه سقف بستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید