| جمع | strawmen |
strawman argument
استدلال پوسته مرد
strawman proposal
پیشنهاد پوسته مرد
strawman tactic
تاکتیک پوسته مرد
strawman model
مدل پوسته مرد
strawman position
موضع پوسته مرد
strawman defense
دفاع پوسته مرد
strawman fallacy
خطای منطقی پوسته مرد
strawman case
موارد پوسته مرد
strawman argumentation
استدلالپردازی پوسته مرد
strawman analysis
تجزیه و تحلیل پوسته مرد
he created a strawman argument to misrepresent her position.
او یک استدلال مردادن ایجاد کرد تا موضع او را نادرست نشان دهد.
the debate was unproductive because they kept attacking strawman claims.
بحث غیرسازنده بود زیرا آنها به طور مداوم به ادعاهای مردادن حمله می کردند.
she pointed out the strawman fallacy in his reasoning.
او اشتباه منطقی مردادن را در استدلال او نشان داد.
using a strawman distracts from the real issues at hand.
استفاده از یک مردادن باعث منحرف شدن از مسائل واقعی می شود.
the politician relied on strawman tactics during the campaign.
آن سیاستمدار در طول کمپین از تاکتیک های مردادن استفاده کرد.
it's easy to defeat a strawman, but that doesn't prove your point.
شکست دادن یک مردادن آسان است، اما این ثابت نمی کند که شما درست می گویید.
critics accused him of using a strawman to simplify complex arguments.
منتقدان او را به استفاده از یک مردادن برای ساده کردن استدلال های پیچیده متهم کردند.
the article highlighted the dangers of strawman arguments in discussions.
مقاله خطرات استدلال های مردادن در بحث ها را برجسته کرد.
in philosophy, a strawman is often used to challenge weak arguments.
در فلسفه، اغلب از یک مردادن برای به چالش کشیدن استدلال های ضعیف استفاده می شود.
he dismissed her concerns by creating a strawman version of her argument.
او با ایجاد یک نسخه مردادن از استدلال او، نگرانی های او را نادیده گرفت.
strawman argument
استدلال پوسته مرد
strawman proposal
پیشنهاد پوسته مرد
strawman tactic
تاکتیک پوسته مرد
strawman model
مدل پوسته مرد
strawman position
موضع پوسته مرد
strawman defense
دفاع پوسته مرد
strawman fallacy
خطای منطقی پوسته مرد
strawman case
موارد پوسته مرد
strawman argumentation
استدلالپردازی پوسته مرد
strawman analysis
تجزیه و تحلیل پوسته مرد
he created a strawman argument to misrepresent her position.
او یک استدلال مردادن ایجاد کرد تا موضع او را نادرست نشان دهد.
the debate was unproductive because they kept attacking strawman claims.
بحث غیرسازنده بود زیرا آنها به طور مداوم به ادعاهای مردادن حمله می کردند.
she pointed out the strawman fallacy in his reasoning.
او اشتباه منطقی مردادن را در استدلال او نشان داد.
using a strawman distracts from the real issues at hand.
استفاده از یک مردادن باعث منحرف شدن از مسائل واقعی می شود.
the politician relied on strawman tactics during the campaign.
آن سیاستمدار در طول کمپین از تاکتیک های مردادن استفاده کرد.
it's easy to defeat a strawman, but that doesn't prove your point.
شکست دادن یک مردادن آسان است، اما این ثابت نمی کند که شما درست می گویید.
critics accused him of using a strawman to simplify complex arguments.
منتقدان او را به استفاده از یک مردادن برای ساده کردن استدلال های پیچیده متهم کردند.
the article highlighted the dangers of strawman arguments in discussions.
مقاله خطرات استدلال های مردادن در بحث ها را برجسته کرد.
in philosophy, a strawman is often used to challenge weak arguments.
در فلسفه، اغلب از یک مردادن برای به چالش کشیدن استدلال های ضعیف استفاده می شود.
he dismissed her concerns by creating a strawman version of her argument.
او با ایجاد یک نسخه مردادن از استدلال او، نگرانی های او را نادیده گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید