streamlets

[ایالات متحده]/ˈstriːmlɪt/
[بریتانیا]/ˈstriːmlɪt/

ترجمه

n. یک جویبار یا نهر کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

gentle streamlet

جریان ملایم

clear streamlet

جریان شفاف

meandering streamlet

جریان پیچ در پیچ

sparkling streamlet

جریان درخشان

quiet streamlet

جریان آرام

little streamlet

جریان کوچک

flowing streamlet

جریان جاری

hidden streamlet

جریان پنهان

narrow streamlet

جریان باریک

peaceful streamlet

جریان آرام و بی صدا

جملات نمونه

the streamlet flowed gently through the meadow.

جریان کوچک به آرامی از میان چمنزار عبور می‌کرد.

we found a small streamlet in the forest.

ما یک جریان کوچک در جنگل پیدا کردیم.

the children played beside the streamlet all afternoon.

کودکان بعد از ظهر تمام وقت در کنار جریان کوچک بازی کردند.

a streamlet can be a great habitat for fish.

یک جریان کوچک می‌تواند زیستگاه خوبی برای ماهی‌ها باشد.

they followed the streamlet to its source.

آنها جریان کوچک را تا منبع آن دنبال کردند.

the sound of the streamlet was soothing.

صدای جریان کوچک آرامش‌بخش بود.

during spring, the streamlet swells with rainwater.

در طول بهار، جریان کوچک با آب باران متورم می‌شود.

we had a picnic near the streamlet.

ما پیک نیک نزدیک جریان کوچک داشتیم.

the streamlet sparkled under the sunlight.

جریان کوچک زیر نور خورشید می‌درخشید.

wildflowers grew along the banks of the streamlet.

گل‌های وحشی در امتداد سواحل جریان کوچک رشد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید