stridulating

[ایالات متحده]/ˈstrɪdʒʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstrɪdʒʊleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای تیز و خراشنده‌ای تولید کردن (به‌ویژه به‌وسیله حشرات مانند جیرجیرک‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

stridulating insects

حشرات سوت‌زن

stridulating sounds

صداهای سوت‌زن

stridulating crickets

شیرجه‌های سوت‌زن

stridulating species

گونه‌های سوت‌زن

stridulating behavior

رفتار سوت‌زن

stridulating males

نر‌های سوت‌زن

stridulating calls

تماس‌های سوت‌زن

stridulating patterns

الگوهای سوت‌زن

stridulating rhythms

ریتم‌های سوت‌زن

stridulating mechanisms

مکانیسم‌های سوت‌زن

جملات نمونه

the insects were stridulating in the warm summer evening.

حشرات در شامگاه گرم تابستانی در حال تولید صدا بودند.

we could hear the stridulating of crickets in the field.

ما می‌توانستیم صدای جیرجیر جیرجیرک‌ها را در مزرعه بشنویم.

stridulating sounds often indicate the presence of certain species.

صدای تولید صدا اغلب نشان دهنده حضور گونه‌های خاص است.

the stridulating behavior of the grasshoppers was fascinating.

رفتار تولید صدا از سوی چشمه‌ها جذاب بود.

during the night, the stridulating continued unabated.

در طول شب، تولید صدا بدون وقفه ادامه یافت.

he recorded the stridulating of various insects for his research.

او صدای تولید صدا از حشرات مختلف را برای تحقیقات خود ضبط کرد.

stridulating can serve as a mating call for many species.

تولید صدا می‌تواند به عنوان یک صدای جفت‌گیری برای بسیاری از گونه‌ها عمل کند.

the stridulating of the locusts filled the air with sound.

صدای تولید صدا از Locust ها هوا را با صدا پر کرد.

she was captivated by the stridulating of the frogs at night.

او مجذوب صدای قورق قورق قمری ها در شب شد.

listening to the stridulating can be a calming experience.

گوش دادن به صدای تولید صدا می‌تواند یک تجربه آرامش‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید