sprinted

[ایالات متحده]/sprɪntɪd/
[بریتانیا]/sprɪntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی sprint

عبارات و ترکیب‌ها

sprinted away

دوید به سمت بیرون

sprinted forward

دوید به جلو

sprinted past

دوید از کنار

sprinted home

دوید به سمت خانه

sprinted quickly

به سرعت دوید

sprinted ahead

از همه جلوتر دوید

sprinted back

دوید به عقب

sprinted down

دوید به سمت پایین

sprinted off

دوید و رفت

sprinted towards

دوید به سمت

جملات نمونه

the athlete sprinted to the finish line.

ورزشکار به خط پایان دوید.

she sprinted down the street to catch the bus.

او در خیابان به سمت اتوبار دوید تا اتوبوس را بگیرد.

he sprinted after the ball that rolled away.

او به دنبال توپ که چرخید دوید.

the dog sprinted across the yard with joy.

سگ با خوشحالی در حیاط دوید.

they sprinted to escape the sudden rain.

آنها برای فرار از باران ناگهانی دویدند.

she sprinted up the stairs to reach her class.

او برای رسیدن به کلاسش از پله ها بالا دوید.

he sprinted through the park during his morning run.

او در طول دویدن صبحگاهی خود از میان پارک دوید.

the children sprinted around the playground happily.

کودکان با خوشحالی در اطراف زمین بازی دویدند.

she sprinted to the store before it closed.

او قبل از بستن مغازه به سمت آن دوید.

he sprinted to meet his friends at the café.

او برای ملاقات با دوستانش در کافه دوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید