stromatoporoid

[ایالات متحده]/ˌstrəʊmətəˈpɔːrɔɪd/
[بریتانیا]/ˌstroʊmətəˈpɔːrɔɪd/

ترجمه

n. یک موجود گونه اسپانگی معدنی که در دوره‌های پالئوزوئیک و مезوزوئیک منقرض شده است و اغلب یکی از اجزای اصلی ریف‌ها را تشکیل می‌دهد.
adj. مربوط به یا نشان‌دهندهٔ استروماتوپوریدها.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

stromatoporoid reef

reef‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid fossils

fosil‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid species

گونه‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid assemblage

جمعیت‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid framework

چارچوب استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid colonies

کلونی‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid fauna

زیواگان استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid carbonate

کربنات‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid remains

موجودیت‌های استراتوم‌پوروئید

stromatoporoid-bearing

دارای استراتوم‌پوروئید

جملات نمونه

the stromatoporoid reefs formed significant barriers in the silurian period.

ریف‌های استروماتوپوروئید در دوره سیلوری در موانع مهمی تبدیل شدند.

paleontologists identified the stromatoporoid fossils within the limestone matrix.

پالئونتوئولوژیست‌ها فسیل‌های استروماتوپوروئید را در ماتریس سنگ‌گچ شناسایی کردند.

stromatoporoid sponges played a major role in building middle devonian reefs.

سponge‌های استروماتوپوروئید نقش مهمی در ساخت ریف‌های دوونی میانی داشتند.

geologists studied the growth bands visible in the stromatoporoid skeleton.

ژئولوژیست‌ها پهن‌های رشد قابل دیدن در استخوان استروماتوپوروئید را مطالعه کردند.

the stromatoporoid fauna indicates a warm, shallow marine environment.

زیاگوی استروماتوپوروئید نشان‌دهنده محیط دریایی گرم و سطحی است.

a distinct stromatoporoid layer separates the two shale formations.

یک لایه متمایز از استروماتوپوروئید دو تکتونیت شیل را از هم جدا می‌کند.

calcareous algae often grew in association with stromatoporoid colonies.

الگهای کلسیم‌دار معمولاً در ارتباط با کلونی‌های استروماتوپوروئید رشد می‌کردند.

the taxonomy of stromatoporoid organisms remains a complex subject.

تکسونومی ارگانیسم‌های استروماتوپوروئید هنوز یک موضوع پیچیده است.

specific astrorhizal structures characterize this stromatoporoid genus.

ساختارهای خاص اسپوره‌ای این جنس استروماتوپوروئید را مشخص می‌کند.

stromatoporoid morphology changed significantly during the frasnian stage.

مorfولوژی استروماتوپوروئید در طول مرحله فرسنیان به طور قابل توجهی تغییر کرد.

massive stromatoporoid bioherms dominate the exposed cliff face.

بیوهرم‌های بزرگ استروماتوپوروئید روی چهره شیارهای نمایش داده شده حاکم هستند.

weathering has revealed the internal structure of the stromatoporoid specimen.

تخریب سطحی ساختار داخلی نمونه استروماتوپوروئید را آشکار کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید