stropping

[ایالات متحده]/ˈstrɒpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstrɑːpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری 'strop'

عبارات و ترکیب‌ها

stropping knife

تیغ‌زنی

stropping leather

چرم‌زنی

stropping tool

ابزار تیز‌کننده

stropping process

فرآیند تیز کردن

stropping technique

تکنیک تیز کردن

stropping method

روش تیز کردن

stropping action

عمل تیز کردن

stropping surface

سطح تیز کردن

stropping compound

ترکیب تیز کننده

stropping angle

زاویه تیز کردن

جملات نمونه

stropping a knife can improve its cutting edge.

اصطکاک دادن چاقو می‌تواند لبه‌ی آن را بهبود بخشد.

he spent the afternoon stropping his favorite razor.

او بعد از ظهر را به اصطکاک دادن ریش‌تراش مورد علاقه‌اش گذراند.

stropping is an essential step in knife maintenance.

اصطکاک دادن یک مرحله ضروری در نگهداری چاقو است.

she enjoys stropping her tools before starting a project.

او از اصطکاک دادن ابزارهای خود قبل از شروع یک پروژه لذت می‌برد.

stropping helps to realign the blade's edge.

اصطکاک دادن به تراز مجدد لبه تیغه کمک می‌کند.

he demonstrated stropping techniques to the class.

او تکنیک‌های اصطکاک دادن را به کلاس نشان داد.

stropping can be done with leather or fabric.

اصطکاک دادن را می‌توان با چرم یا پارچه انجام داد.

proper stropping can extend the life of your blades.

اصطکاک دادن مناسب می‌تواند عمر تیغه‌های شما را افزایش دهد.

she always includes stropping in her sharpening routine.

او همیشه اصطکاک دادن را در برنامه تیز کردن خود قرار می‌دهد.

after stropping, the knife was razor sharp.

بعد از اصطکاک دادن، چاقو بسیار تیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید