studhorse

[ایالات متحده]/ˈstʌd.hɔːs/
[بریتانیا]/ˈstʌd.hɔrs/

ترجمه

n. اسب نر که برای پرورش استفاده می‌شود؛ یک نر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

studhorse owner

صاحب اسب اصیل

studhorse farm

مزرعه اسب اصیل

studhorse breeding

پرورش اسب اصیل

studhorse fees

هزینه های اسب اصیل

studhorse selection

انتخاب اسب اصیل

studhorse competition

رقابت اسب اصیل

studhorse lineage

تبار اسب اصیل

studhorse training

آموزش اسب اصیل

studhorse quality

کیفیت اسب اصیل

studhorse market

بازار اسب اصیل

جملات نمونه

the studhorse is known for its strong lineage.

اسب اصيل به دلیل سابقه خانوادگی قوی خود شناخته شده است.

many breeders are interested in the studhorse's performance.

بسیاری از پرورش دهندگان به عملکرد اسب اصيل علاقه مند هستند.

the studhorse was selected for its exceptional traits.

اسب اصيل به دلیل ویژگی های استثنایی خود انتخاب شد.

racing enthusiasts often admire the studhorse's speed.

علاقه مندان به مسابقات اسبدوانی اغلب به سرعت اسب اصيل علاقه مندند.

proper care is essential for a healthy studhorse.

مراقبت مناسب برای حفظ سلامتی اسب اصيل ضروری است.

the studhorse has produced many successful offspring.

اسب اصيل بسیاری از نوادگان موفق را تولید کرده است.

farmers often invest in a quality studhorse.

کشاورزان اغلب در یک اسب اصيل با کیفیت سرمایه گذاری می کنند.

the studhorse's breeding rights were highly sought after.

حقوق پرورش اسب اصيل بسیار مورد تقاضا بود.

a well-trained studhorse can command a high price.

یک اسب اصيل آموزش دیده می تواند قیمت بالایی را تعیین کند.

studhorse competitions showcase the best in equine talent.

مسابقات اسب اصيل بهترین استعدادهای اسب را به نمایش می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید