stumping

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بریدن درختان و گذاشتن کنده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

stumping ground

محل سردرگمی

جملات نمونه

a candidate stumping the state.

یک نامزد که در حال تبلیغات در ایالت است.

The politician was stumping for votes in the local community.

سیاستمدان برای کسب رای در جامعه محلی در حال تبلیغات بودند.

She was stumping around the house looking for her lost keys.

او در حال جستجو در خانه برای یافتن کلیدهای گم‌شده‌اش بود.

The team captain was stumping the players with difficult questions during practice.

سرمربی با سوالات دشوار بازیکنان را در طول تمرین به چالش می‌کشید.

The comedian was stumping the audience with his clever jokes.

کمدین با شوخی‌های باهوش خود مخاطبان را شگفت‌زده می‌کرد.

The detective was stumping the suspects with his interrogation techniques.

مامور پلیس با تکنیک‌های بازجویی خود مظنونان را گیج می‌کرد.

The teacher was stumping the students with challenging math problems.

معلم با مسائل ریاضی چالش‌برانگیز دانش‌آموزان را به چالش می‌کشید.

The CEO was stumping the board members with his ambitious plans for the company.

مدیرعامل با برنامه‌های بلندپروازانه‌اش برای شرکت اعضای هیئت مدیره را به چالش می‌کشید.

The magician was stumping the audience with his mind-bending tricks.

یک شعبده‌باز با شعبده‌های ذهنی‌اش مخاطبان را شگفت‌زده می‌کرد.

The professor was stumping the class with complex philosophical concepts.

استاد با مفاهیم فلسفی پیچیده کلاس را به چالش می‌کشید.

The salesperson was stumping potential clients with persuasive arguments.

یک فروشنده با استدلال‌های متقاعدکننده مشتریان بالقوه را به چالش می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید