stych

[ایالات متحده]/stɪtʃ/
[بریتانیا]/stɪtʃ/

ترجمه

n. ورزشگاه استانی؛ یک میدان ورزشی
شکل‌های واژه
جمعstyches

جملات نمونه

a stitch in time saves nine.

یک دوخت در زمان، نه دوخت را نجات می‌دهد.

i dropped a stitch while knitting the scarf.

من در حال بافتن یک گردن بند، یک دوخت را از دست دادم.

the cross stitch pattern was very intricate.

الگوی دوخت متقاطع بسیار پیچیده بود.

she used a running stitch to hem the pants.

او از یک دوخت راه رفته برای چرونه کردن شلوار استفاده کرد.

make a slip stitch to join the rounds.

برای اتصال دورهای، یک دوخت لغزشی ایجاد کن.

the blanket stitch looks beautiful on the edge.

دوخت گسترده روی لبه زیباست.

count your stitches at the end of each row.

تعداد دوخت‌های خود را در پایان هر ردیف شمارش کن.

a loose stitch can unravel the whole project.

یک دوخت آسیب‌دیده می‌تواند تمام پروژه را باز کند.

he learned the purl stitch last week.

او هفته گذشته دوخت پورل را یاد گرفت.

the doctor gave her five stitches in her arm.

دکتر پنج دوخت در دست او داد.

use a lock stitch for stronger seams.

از یک دوخت قفلی برای دوخت‌های قوی‌تر استفاده کن.

the stitch pattern creates a beautiful texture.

الگوی دوخت یک بافت زیبایی ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید