subarray

[ایالات متحده]/ˈsʌbəˌreɪ/
[بریتانیا]/ˈsʌbəˌreɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش پیوسته از آرایه؛ یک آرایه کوچکتر که از یک آرایه بزرگتر مشتق شده است

عبارات و ترکیب‌ها

subarray sum

جمع زیرآرایه

maximum subarray

بزرگترین زیرآرایه

subarray length

طول زیرآرایه

subarray index

شاخص زیرآرایه

subarray problem

مسئله زیرآرایه

subarray elements

عناصر زیرآرایه

contiguous subarray

زیرآرایه متوالی

subarray partition

تقسیم زیرآرایه

subarray search

جستجوی زیرآرایه

subarray count

شمارش زیرآرایه

جملات نمونه

the algorithm can find the maximum sum of a subarray.

الگوریتم می‌تواند حداکثر مجموع یک زیرآرایه را پیدا کند.

we need to analyze the subarray for any anomalies.

ما باید زیرآرایه را برای هرگونه ناهنجاری تجزیه و تحلیل کنیم.

in this problem, the subarray must be contiguous.

در این مسئله، زیرآرایه باید متوالی باشد.

he implemented a function to extract the subarray.

او یک تابع برای استخراج زیرآرایه پیاده سازی کرد.

the length of the subarray can vary greatly.

طول زیرآرایه می تواند بسیار متفاوت باشد.

finding a subarray with a given sum is a common task.

پیدا کردن یک زیرآرایه با مجموع داده شده یک کار رایج است.

we can use dynamic programming to solve the subarray problem.

ما می توانیم از برنامه نویسی پویا برای حل مسئله زیرآرایه استفاده کنیم.

the subarray can be derived from the original array.

زیرآرایه را می توان از آرایه اصلی مشتق کرد.

identifying the longest subarray is crucial for optimization.

شناسایی طولانی ترین زیرآرایه برای بهینه سازی بسیار مهم است.

he wrote a paper on the properties of subarrays.

او مقاله ای در مورد خواص زیرآرایه ها نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید